09151507215
taheri235@yahoo.com
ثبت نام
ورود
  • صفحه اصلی
    • معرفی مرکز
    • درخواست همکاری
    • تماس با ما
    • نماد اعتماد ملی
  • جغرافیا
    • موقعیت و تقسیمات کشوری
      • موقعیت جغرافیایی نیشابور
      • تقسیمات کشوری
      • تقسیمات کشوری تا قرن چهاردهم هجری
      • تقسیمات کشوری از سال 1300 تا 1375
      • تقسیمات کشوری از سال 1375 تاکنون
    • جغرافیای طبیعی
      • پستي و بلندي ها
      • آب و هوای نیشابور
      • منابع و مسائل آب نیشابور
        • منابع آب های سطحی
        • منابع آب هاي زيرزميني
      • خاک و پوشش گیاهی
      • زمین شناسی نیشابور
    • جغرافیای انسانی
      • جغرافیای شهری
        • جغرافیای شهر نیشابور
        •  جغرافياي شهر بار
        • جغرافياي شهر چکنه
        • جغرافياي شهر عشق آباد
        • جغرافياي شهر فیروزه
        • جغرافياي شهر قدمگاه
        • جغرافياي شهر خروین
        • جغرافياي شهر درود
      • جغرافیای روستایی
        • جغرافیای روستایی نیشابور
        • جغرافیای روستایی زبرخان
        • جغرافیای روستایی فیروزه
        • جغرافیای روستایی میان جلگه
      • جغرافیای اقتصادی
        • کشاورزی و معادن
        • صنعت نیشابور
        • خدمات در نیشابور
      • جغرافیای جمعیت نیشابور
  • باستان شناسی و تاریخ
    • باستان شناسی نیشابور
      • کاوشهای باستان شناسی نيشابور
      • کاوشهای باستان شناسی نيشابور(2)
      • کاوشهای باستان شناسی نيشابور(3)
      • محوطه ها و اشیاء باستانی کهندژ نيشابور
      • محوطه باستانی شادیاخ و اشیاء مکشوفه
    • درآمدی بر تاریخ نیشابور
      • وجه تسمیه نیشابور
      • نیشابور در عصر اساطیری
      • نیشابور در دوران تاريخي
      • نیشابور از صدر اسلام تا حمله مغول
      • ورود امام رضا (ع) به نيشابور
    • نيشابور پايتخت ايران دوره اسلامی
      • نيشابور از حمله مغول تا دوره قاجاريه
      • نيشابور از اوايل قرن چهارده تاكنون
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات عامه
      • ویژگی های قومی و فرهنگی
      • پوشاك، خوراك و هنرها
      • گویش نیشابوری
    • فعالان فرهنگی نیشابور
      • نویسندگان و مترجمین نیشابور
      • شاعران معاصر نیشابور
        • یغما شاعر خشتمال نیشابوری
        • دکتر امید مجد
        • خدابخش صفادل
        • استاد عباسعلی حشمتی
        • استاد محمد پروانه محولاتی
        • استاد فرحبخشیان
        • استاد علیرضا بدیع
        • بانو نوشین گنجی
      • شاعران معاصر نیشابور2
        • عباس کرخی
        • بانو مریم اسلامی
        • ايمان كرخى
        • بانو معصومه سادات شاکری
        • بانو فاطمه سوقندی
    • هنرمندان تئاتر و سینمای نیشابور
  • مشاهیر نیشابور
    • مشاهیر پیش از قرن 14
      • ابو عبدالله حاکم نیشابوری
      • امامزاده محمد محروق
      • فضل بن شاذان نیشابوری
      • حکیم عمر خیام نیشابوری
      • ﺷﻴﺦ ﻋﻄﺎر نیشابوری
      • شاه محمود نیشابوری
      • عبدالجواد ادیب نیشابوری
    • مشاهیر علم و ادب
      • محمد تقی ادیب نیشابوری
      • استاد شفیعی کدکنی
      • پروفسور حسین صادقی
      • استاد فریدون جنیدی
      • مشاهیر علمی معاصر نیشابور
    • مشاهیر فرهنگی
      • استاد کمال الملک غفاری
      • استاد پرویز مشکاتیان    
      • حجت اشرف‌زاده
      • استاد آرش کامور
      • استاد محمدقاسم اَخَویان
      • مشاهیر فرهنگی نیشابور 1
    • مفاخر اقتصادی و صنعت نیشابور
      • مهندس عبدالرضا وکیلی
      • حاج حسین رباطی
      • ایرج یزدان بخش
    • مشاهیر انقلابی و ورزشی
      • ستارگان شهید و ایثارگر نیشابور
      • نام آوران ورزش نیشابور
  • گردشگری
    • جاهای دیدنی گردشگری نیشابور
    • مراکز فرهنگی و تاریخی
    • بقایای شهر کهن نیشابور
    • آرامگاه حکیم عمر خیام نیشابوری
    • آرامگاه امامزاده محمد محروق
    • آرامگاه استاد كمال الملك غفاري
    • آرامگاه عطار نیشابوری
    • آرامگاه فضل بن شاذان
    • آرامگاه ابوعثمان مغربي
    • مسجد جامع و تاريخي نيشابور
    • بازار سرپوشيده و تاريخي نيشابور
    • كاروانسراي شاه عباسي نيشابور
    • بناهاي تاريخي مهرآباد (شادمهر)
    • آرامگاه بانو شطيطه
    • مجموعه تاريخي قدمگاه رضوي
    • مسجد و دهكده چوبين نيشابور
    • مجموعه افلاك نماي خيام
    • موزه و پارك حيات وحش
    • اردوگاه بين المللي شهيد رجايي
    • آموزشگاه خلباني گلايدر نيشابور
    • پناهگاه حيات وحش حيدري
    • مناظر طبيعي ارتفاعات بينالود
    • منطقه گردشگري ديزباد عليا
    • منطقه گردشگري شهر خروين
    • منطقه گردشگري درود
    • منطقه گردشگري بوژان نيشابور
    • منطقه گردشگري غار ابراهيم ادهم
    • منطقه گردشگري بار نيشابور
    • فيروزه گوهر جهان پسند
    • ريواس، سوغات نیشابور
  • مرکز اسناد
    • پایگاه مقالات نیشابور
      • پایگاه مقالات جغرافیا
      • پایگاه مقالات ادبیات
      • مقالات باستان شناسی و معماری
      • مقالات بخش تاریخ
      • مقالات بخش محیط زیست
      • مقالات بخش زمین شناسی
    • فروشگاه اسناد
      • فروشگاه پایان نامه ها
        • جغرافیا و گردشگری
        • باستان شناسی
        • تاریخ و ادبیات
        • علوم تربیتی و روانشناسی
        • علوم اجتماعی و علوم ورزشی
        • زمین شناسی
        • کشاورزی و منابع طبیعی
        • محیط زیست و مهندسی
      • فروشگاه کتاب نیشابور
      • فروشگاه اسناد توسعه نیشابور
      • فروشگاه اسناد توسعه فیروزه
      • تصاویر و کلیپ های برگزیده
      • ارسال اسناد و تصاویر
    • اسناد سازمانی
    • نقشه نیشابور
  • پایش توسعه
    • مفهوم توسعه و شاخص های آن
    • پایش توسعه و الزامات آن
    • فروشگاه اسناد توسعه نیشابور
    • پیشتازان توسعه نیشابور
      • دکتر مهدی بقراط
      • مهندس عبدالرضا وکیلی
      • حاج حسین رباطی
سبد_خرید
محصول به سبد خرید شما اضافه شد.

جستاری در جایگاه حاکمیتی و قلمـروی ابرشهـر باستان

تحقیق و نگارش: حسین صومعه ( hs.sunrise@gmail.com )

هَمَـک‌ْاَپَرشَتْـر

 موقعیت ابرشهر در شمال شرقی ایران دوران اشکانی

منبع: The Cambridge History of Iran, Vol.3/1

از کـران دائیتی …

اقوام اَوِستایی سرزمین آیرانه‎وَئِجَه در کنار رود نیک‌دائیتی که در روزگار فرمانروایی پدرانه جمشید، سال‌های زندگانی را به رامش و شادی می‌سپردند، به ناگاه بهشت طلایی خود را رویاروی با توفان‌های سهمگین، سرما و تنگسالی‌های بی‌امان یافتند. بیم آن بود تخمه و تبار آریاها از میان برود؛ ناگزیر بهشت زرین را پشت سر گذاشتند؛ به سوی دشت‌های ناشناخته‌یِ گسترده در جنوب و غرب رهسپار شدند.(1) تیره‌هایی از آنان در آغاز هزار نخست پیش از میلاد مسیح(2) به سرزمینی رسیدند که خود بعدها آن را «ایرانشهر» یا «ایرانه‌خشثرم» نامیدند.(3) دیری نپایید؛ چیرگی آریاها بر سرزمین نو چنان گسترده و پایدار گردید؛ نه تنها بومیان و همسایگان را به فرمان درآوردند که با بنیان سه دولت توانمند «ماد»، «هخامنشی» و «اشکانی»، سرگذشت ایرانشهر را عرصه زبان و فرهنگ آریایی ساختند. دولت «سلوکی»‌ یونانی‌تبار و «ساسانیان» برآمده از پارس نیز کم و بیش در چنبر هنایش این حوزه فرهنگی‌اند و همه باهم، «تاریخ ایران باستان» را فراگِرد می‌آورند.

ابرنگیان کیانی و مادها

پیش از گستردن دولت‌های فراگیر آریایی و یونانی؛ اما ایران شرقی، عرصه فرمانروایی آریاییان کیانی بود.(4) دوران فرمانروایان محلی کیانی، سده‌های آغازین هزاره یکم، بین سال‌های 900 تا 775پ.م، را در بر می‌گیرد. آن‌ها بعدها تابعیت مادها، نخستین دولت فراگیر ایران را پذیرفتند.(5) بر پایه داده‌های باستان‌شناسی و نوشته‌های یونانی؛ دیاکونوف روسی، ساختار سیاسی جنوب غربی آسیای میانه و شرق فلات ایران در سده‌های 6-7پ.م را دربرگیرنده‌یِ «اتحادیه‌ای از قبایل و دولت‌شهرها» و یا «کشورهای متحد» دانسته و می‌نویسد: «در تاریخ، وجود سازمان‌های ابتدایی حکومتی، بدون پشتوانه نوشتاری بدون سابقه نیست.»(6)

در نوشتار «کدخدایی ابر‌نگ‎شهر» و بر پایه متون پهلوی و بویژه «بندهش»؛ ابرشهر دوران کیانی را تختگاه فرمانروایی ابرنگیان و یکی از کانون‌های مذهبی شرق ایران بازشناختیم که قلمروش در سرزمینی میان سیستان و ری و تبرستان می‌گسترده است.(7) در دوران فرمانرانی هوَخشَتَره مادی {624-584 پ.م} است که کیانیان، همراه با حفظ استقلال داخلی خود، تابعیت امپراتوری ماد را می‌پذیرند.(8) به هر روی پارت –در برگیرنده‌یِ خراسان و دامنه‌های کوپت داغ در ترکمنستان- را از سرزمین‌های قلمرو ماد برشمرده‌اند.(9)

اینکه «آیا ابرشهر دوران مادها در دامنه قلمرو سرزمین پَرثَوَ {= پارت} بوده و اگر چنین بوده از چه جایگاه و رده حاکمیتی برخوردار بوده است؟» پرسشی است که داده‌های تاریخی روشنی در پاسخ به آن‌ در دست نیست. اما بر پایه یافته‌های پژوهش مهرداد قدرت‌دیزجی؛ «پارت»، بویژه پس از دوران هخامنشی، نامی پایدار بر ایالت شمال شرقی ایران نبوده و به گذر زمان به روزگاران اشکانی و ساسانی، سرزمین‌های مرکزی و غربی ایران بدین نام {پارت، پهله یا فهله} خوانده می‌شده است.(10) در این مایه باید دیدگاه پروفسور مارکوارت را یادآور شد که شاید اصطلاح ابرشهر، برآمده از کاربرد این نام در معنای «شهرستان‌های بالایی» در روزگار هخامنشیان یا «ساتراپی بالایی» در دوران سلوکیان باشد.(11) مارکوارت در جای دیگر می‌افزاید: البته نام «سرزمین بالا» {ابرشهر} در ارتباط با کمش {قومس: استان سمنان امروز} به مثابه «سرزمین سفلی» کاربرد می‌یابد.(12)

ساتراپی بالای هخامنشی و سلوکی

به هر روی؛ انگاره «استان یا ساتراپی بالا»ی کشور‌ هخامنشی و سلوکی مارکوارت، هر چند درخور ژرفایش؛ اما در بررسی منابع، داده‌های روشنگری را به دست نمی‌دهد. چنانکه در منابع آمده است «ویشتاسپا»، پدر داریوش یکم {522-486پ.م} فرمانروای پارتیا و پیرکانا بوده؛(13) و پیرکانا یا هیرکانی {کرانه دریای خزر} در کتیبه داریوش در بیستون به نام «ورکانه» و از توابع ساتراپی {شَهرَبی یا ایالت} پارتیا دانسته شده است.(14) بنابراین شاید بتوان پنداشت پهنه ابرشهر اگر نه همپوشان با ساتراپی، چه بسا فرمانداری‌ای در غرب یا جنوب غربی پارتیا بوده باشد و این، پنداری بیش نیست.

آنک؛ در دوران داریوش سوم {338-330پ.م} تقسیمات کشوری، سازماندهی تازه‌ای گردید و شَهرَبی‌های تازه‌ای، جدا از پارت، همچون کرمانیا، آریا {هرات}، تاپوره و … در شرق کشور پدیدار شدند.(15) آیا آن رویداد می‌توانسته زمینه‌ای برای پیدایی ابرشهر در اندازه‌های یک شَهرَبی باشد؟

باری؛ ابرشهر دوران سلوکی‌های یونانی‌تبار باید همچنان بخشی از ساتراپی پارت و چه بسا یکی از اَپارخی‌های این ساتراپی بوده باشد. به هر روی؛ آندراگوراس، آخرین ساتراپ سلوکی پارت بود که در سال 245پ.م سر به نافرمانی برداشت و سرانجام در 239 در پی تازش پَرنیان به سرکردگی اَرَشک از پای افتاد و پارت به قلمرو دودمان اشکانی درآمد.(16)

پارتیان و آشکارگی توان ابرشهر

یکی از کهن‌ترین مدارک دولتی مرتبط با پیشینه ابرشهر، سکه فرهاد دوم {اشک ششم؛ حکومت: 137-128پ.م.} است که در ضرابخانه ابرشهر، ضرب شده.(17) سکه‌های پرشمار دیگری نیز در دست است که بر فعالیت ابرشهر به عنوان یکی از ضرابخانه‌های فعال کشور اشکانی گواهی می‌دهد. چنانکه فقط هایدماری کُخ، ایران‌شناس آلمانی، در یک مجموعه؛ تعداد 144 سکه ضرب ابرشهر را فهرست نموده(18) همچنین در کتاب «Atlas of World Art» در نگاهی به تاریخ هنر آسیای غربی، نقشه‌ تاریخی امپراتوی پارت میان 300 پ.م تا 250م را که در آن، از پنج شهر عمده شمال شرق: «هکاتوم‌پولیس» {دامغان}، «ابرشهر» {نیشابور}، «الکساندریا» {مرو}، «آریا» {هرات} و «سیرینکس» {زادراکارتا مرکز هیرکانی}، به عنوان جایگاه ضرابخانه‌های شاهنشاهی اشکانی‌ یاد شده است.(19)

داشتن مجوز ضرب سکه، استقرار و فعالیت ضرابخانه، بیانگر اهمیت و پویایی اقتصادی شهرها در ایران دوران باستان بوده(20) در آن دوران‌ها افزون بر مراکز مهم تجاری؛ شَهرَب‌ها {ساتراپی‌ها} و نواحی وابسته به شاهنشاهی نیز ضرابخانه‌های ویژه خود را داشته‌اند.(21) در سده پایانی هزاره نخست پ.م که امپراتوری اشکانی، اوج نیرومندی و پراکنش خود را در پهنه متمدن غرب آسیا می‌آزمود؛ ساختار اقتصادی و امنیت شهری ابرشهر به اندازه‌ای از توانگری و بهینگی دست یافته بود که یکی از ضرابخانه‌های امپراتوری را میزبانی می‌کرد. گمانی نیست که از همین زمان‌ها ابرشهر، گام به گام، چتر حاکمیتی‌اش را بر پارت می‌گسترد و چندی نگذشت که این گستره شمال شرقی، رسماً نام ایالتی ابرشهر بر خود گرفت.

هندوپارتیان در ابرشهر

بررسی‌های هایدماری کُخ بر روی سکه‌های پارتی «موزه جِی. پائول گِتی» کالیفرنیا نشانگر تحولات سیاسی در شرق شاهنشاهی اشکانی در سده یکم و بویژه سده دوم میلادی است.(22) آشوب‌های گوناگون در کاخ، کشمکش بین‌ خاندان‌ها، گرایش‌های جدایی‌خواهانه و فقدان نیرو در قدرت مرکزی، نشانه‌های آغاز دروان سستی و فرود امپراتوری پارتیان بود که آرام آرام از دوران فرهاد چهارم {دهه‌های پایانی سده یکم پ.م} رخ خود را می‌نمایاند(23) تا اینکه در پایان سده یکم و آغاز سده دوم میلادی، پهنه شاهنشاهشی اشکانیان را یکسر عرصه شورش‌ها و درگیری‌های گاه و بی‌گاه کرده بود.(24)

در آغاز سده یکم میلادی است که گندوفر {Gondophares} در سیستان و آرخوسیا {رخج یا قندهار کنونی} قدرت گرفته و فرمانروایی خود را به غرب هندوستان گسترد و بدین ترتیب، دودمان پادشاهان اشکانی هند {هندوپارتیان: Indo-Parthian} را بنیان نهاد.(25) منابع سکه‌شناسی اما از  فرمانروایی «پاکور» {از جانشینان گندوفر} در سال‌های 110 تا 135م بر ابرشهر، تاکسیلا {Taxila؛ نزدیکی اسلام‌آباد پاکستان} و هرات گواهی می‌دهند.(26)

کُخ امّا بر این باور است که پاکور سرانجام از پادشاهی اشکانیان مستقل شد و پس از او «سنابارس یکم» فرمانروای منطقه گردید و چه بسا در این میانه‌ها ابرشهر و دیگر سرزمین‌های شرقی، میان کوشانی‌ها {در باکتریا: بلخ و کابل و قندهار} و هندواشکانی‌ها دست به دست شده باشد. آنگاه که فرمانروایی به «سنابارس دوم» {Sanabares II} رسید او  مارگیانا {Margiana: مرو} و ابرشهر را به قلمرو خود افزود. پس از سنابارس دوم، یک یا چند فرمانروای ناشناس که در نیمه دوم یا یک‌چهارم پایانی سده دوم میلادی در ابرشهر، سکه ضرب نموده‌اند فرمانروایی این سرزمین را به دست می‌گیرند.(27)

مطالعات کُخ هچنین نشان می‌دهد که سرزمین دربرگیرنده‌یِ مارگیانا {مرو}، ابرشهر {نیشابور} و تراکسیانا {Traxiana: قومس یا دامغان} –یعنی سرزمینی که در دوران‌های بعد، خراسان نامیده شد- منطقه‌ای مستقل از پادشاهی هندواشکانی در شرق و شاهنشاهی اشکانی ایران در غرب است که دارای دستگاه اداری و پادشاهان کمابیش مستقل -وابسته به دودمانی بنیاد گذاشته‌شده در هرات- بوده‌اند.(28)

باری؛ پدیداری حوزه‌های فرمانروایی «تراکسیانا» {دامغان در غرب}، «مارگیانا» {مرو در شمال و شمال شرق}، «سیستان و آرخوسیا» {در جنوب و جنوب غرب}، «آریانا» {هرات در جنوب غرب} و «باکتریا» {بلخ در غرب}؛ افزون بر نمودارگری فضای جغرافیای سیاسی شمال شرق فلات ایران در سده‌های نخست میلادی؛ گویای قلمرو حاکمیتی ابرشهر نیز هست. استان ابرشهر دوران اشکانی، در بخش غربی خراسان بزرگ یا «خراسان غربی» گسترده شده و با تطبیق بر جغرافیای امروز، مجموع استان‌های خراسان شمالی، رضوی و جنوبی در تقسیمات کشوری سیاسی ایران امروز را در بر می‌گیرد و در سنگ‎نبشته شاپور ساسانی در کعبه زرتشت از این سرزمین به نام hamag Abaršahr {hmk ’prhštr: همه ابرشهر یا تمام ابرشهر}(29) یاد شده است.

آمیزه‌‌ای از اندیشه‌های ایرانشهر

اردشیر بابکان در نبرد 28 آوریل 224م در جلگه هرمزدگان، لشگر اردوان پنجم اشکانی را در هم شکست و ایرانشهر را از دوران پارتیان به روزگار ساسانیان آورد.(30) او برای گستردن فرمانروایی‌اش به سرتاسر کشور لشگر کشید و شرق ایران در سال‌های 233-237م میدانگاه تازش‌‌های کشورگیرانه اردشیر گردید؛ وی سیستان، «ابرشهر»، بلخ، مرو و خوارزم را به چنگ آورد و مرزهای ایران ساسانی را به کران جیحون رسانید.(31) اینک؛ ابرشهر در  سپیده‌دمان دوران ساسانی، به عنوان یکی از حوزه‌های حاکمیتی عمده ایران به روشنی شناخته شده است و شاپور پسر اردشیر {240-272م} در سنگ‌نبشته کعبه زرتشت، ابرشهر را در شمار سرزمین‌هایی که فراچنگ آورده، نام می‌برد.(32)

ابرشهر از آن دست ایالات بود که به فرمانروایی یک مرزبان اداره می‌شد. مرزبانان از میان نجبای درجه یک انتخاب می‌شدند و مرزبان ابرشهر، لقب «کنارنگ» داشت.(33) از دیدگاه پروفسور مارکوارت، لقب «کنارنگ» نشانگر حکمرانی موروثی سلسله‌ای از فرمانروایان است که پیشینه آنان به پیش از روزگار ساسانی می‌رسیده است.(34) به گفته پیرنیا، فرمانروای ابرشهر از اعضای خانواده سلطنتی بود و این شهر یکی از 26 ولایتی است که فرمانروای آن عنوان «شاه» داشته.(35)

ابرشهر/ نیشابور ساسانی به عنوان یکی از کانون‌های پویای اقتصادی و فرهنگی این روزگار شناخته می‌شود، چنانکه نیایشگاه بزرگ کشاورزان ایران «آذربرزین‌مهر» رِیوَند(36) و ضرابخانه سلطنتی(37) در این بوم برپای است. ابرشهر همچنین اسقف‌نشین مسیحیان نسطوری(38) و کانون فعالیت‌ مانویان(39) بود. باری؛ چهره این دیار، چنان آمیزه‌ای از باورها و اندیشه‌های ایران دوران ساسانی را پدیدار آورده بود که حتی برخی نوگرای دینی همچون «مزدک» را زاده و برآمده از نیشابور دانسته‌اند.(40) هر چند این پایگاه فرهنگی، همچون سایر دیگر کانون‌های اندیشه در ایران: شیز، راگا و بلخ؛ گاه‌گاهی آزرده و زخمی نابردباری‌ها و خشک‌سری‌های دستگاه ساسانی می‌گردید(41) اما به هر روی در نیمه‌های سده پنجم میلادی؛ ساخت شهری نیشابور، مرکز ایالت ابرشهر ساسانی، به اندازه‌ای به سامان بود که یزدگرد دوم را بر آن داشت نیروی سپاهش را در این شهر یکجا آورد و آن را آمادگاه رویارویی با کیداریان و خیونیانِ تازنده بر شمال شرق کشور سازد. بدین‌سان، تختگاه ایالت ابرشهر، کوتاه‌زمانی بین سال‌های 443-450م، جایگاه فرمانرانی یزدگرد(42) و پایتخت ایرانشهر ساسانی گردید.

در سده ششم میلادی، خسرو انوشیروان، ایران را چهار پاذگس {کوست؛ ناحیه؛ بخش} کرد: شمال را اَباخْتَر، شرق را خْوَراسان، جنوب را نیمروز و غرب را خْوَرْوَران خواندند.(43) ابرشهر یکی از 26 ولایت کوست خراسان بود و ارغیجان، اسپراین، جوین، بیهک، بیهق، باخرز، خواف، زوزن، زام، زاوه را در بر می‌گرفت.(44)

فرجام: دیدار با ربع نیشابور

آنک؛ روزگار یزدگرد سوم است؛ میانه‌ زمستان 642م/ 21ق، در نزدیکی‌های نهاوند. پیروزان، فرمانده سپاه ساسانی نبردی را به لشگر مسلمانان به سرداری نعمان بن مقرن واگذار نمود که عرب‌ها بعدها «فتح الفتوح»‎َش خواندند. یزدگرد، در گریزی بیهوده در 651م/31ق در حالی جانش را به طمع آسیابان مرو باخت(45) که نزدیک یک سال پیش از مرگ او «عبدالله بن عامر کریز»، راهی فتح خراسان شده بود. لشگریان ابن عامر جام، باخرز، جوین، بیهق {سبزوار}، پشت، اسفند، رُخ، زاوه، خواف، اسفراین و ارغیان را -که به گفته احمد بَلاذُری: همگی «رستاق مِن نیسابور» {از توابع نیشابور} بودند- گشودند. کشورگشایی ابن عامر امّا بدون دست‌یاختن بر تختگاه غرب خراسان به فرجامی نمی‌رسید. آری! «ثم أتی أبْرَشَهْر، و هی مدینه نیسابور، فحصر أهلها شهراً.» سپس به سوی ابرشهر، همان شهر نیشابور، آمد و باشندگان شهر را چند ماه در محاصره گرفت.(46) هنگامی که ابن عامر، ابرشهر را ‌گشود؛ تاریخ، 652م/31ق را نشان می‌داد.(47) همانا در آن نقطه از زمان، نخستین دَم دیدار «ابرشهربوم» باستانی با «ربع نیشابور» اسلامی بود. و ابرشهر، پیوندش را با روزگاران شکوفایی‌ جهانشهری و شکوه فرهنگی افسانه‌ای‌اش آغازید…

یادداشت‌ها و منابع:

1. زرین‌کوب، عبدالحسین (1377)، «تاریخ مردم ایران»، امیرکبیر، ج1، صص15-17.

2. بیانی، شیرین (1396)، «تاریخ ایران باستان؛ از ورود آریاییها تا پایان هخامنشیان»، سمت، صص33-34.

3. زرین‌کوب، عبدالحسین، همان، ص16.

4. کریستنسن، آرتور (1343)؛ «کیانیان»، ترجمه ذبیح‌الله صفا، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ص49.

5. بیانی، همان، ص40.

6. دیاکنف، ایگور میخالوویچ (1395)، «تاریخ ماد»، ترجمه خشایار بهاری، فرزان روز، ص105.

7. بنگرید نوشتار «کدخدایی ابر‌نگ‌شهر» در شماره پیشین خیام‌نامه.

8. بیانی، همان، ص61.

9. دیاکنف، همان، صص102-103.

10. قدرت دیزجی، مهرداد (1395)، «پارت و خراسان در دوره ساسانی؛ پژوهشی در جغرافیای تاریخی»، تاریخ اسلام و ایران، ش119، ص181-182.

11. Frye, Richard N. (1962), “The Heritage of Persia”, Weidenfeld and Nicolson,  P.180.

12. مارکوارت، یوزف (1373)، «ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی»، ترجمه مریم احمدی، ص150.

13. داندامایف، محمد ع (1394)، «تاریخ سیاسی هخامنشی»، ترجمه فرید جواهرکلام، فرزان روزف ص116.

14. کوک، جان مانوئل (1384)، «شاهنشاهی هخامنشی»، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، ققنوس، ص149.

15. کوک، همان، ص308.

16. دیاکونف؛ میخائیل میخالئویچ (1351)، «اشکانیان»، ترجمه کریم کشاورز، پیام،  صص41-42.

17. ملکزده بیانی، ملکه (1370)، «تاریخ سکه؛ از قدیم‌ترین ازمنه تا دوره ساسانیان»، دانشگاه تهران، ج2، ص58-59.

18. Koch, Heidemarie (1990), “A Hoard of Coins from Eastern Parthia”, THE AMERICAN NUMISMATIC SOCIETY and THE J.PAUL GETTY MUSEUM, P.53.

19. Eiland, Murray (2004), “Art, War and Empire; West Asia 300 B.C – 600 A.D” in “Atlas of WORLD ART”, Edited by John Onians, Laurence King Publishing, P.80.

20. رهبر، مهدی (1390)، «گزارش پژوهش‌های باستان‌شناختی به منظور مکان‌یابی معبد لائودیسه نهاوند»، پیام باستان‌شناس، ش15، ص133؛ کریمیان، حسن (1388)، «بازيابي شهرهاي باستاني با استناد به متون تاريخي»، باغ نظر، ص77؛ مسلمی، زهرا (1394)، «معرفی مجموعه‌ای از سکه های قرون میانی ساسانی در موزه آذربایجان تبریز»، دومین همایش ملی باستان‌شناسی ایران، ص4.

21. جعفری دهقی، محمود (1391)، «نقش سکه‌شناسی در بازشناسی تاریخ و فرهنگ ایران»، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، ش178، ص24.

22. Koch, Ibid, P.

23. گیرشمن، رومن (1344)، «ایران از آغاز تا اسلام»، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ص301.

24. دیاکونوف، میخائیل میخالوئیچ (1346)، «تاریخ ایران باستان»، ترجمه روحی ارباب، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ص336.

25. عزیزی‌پور، طاهره (1399)، «تاملی بر تاریخ سیاسی اشکانیان هند بر اساس منابع سکه‌شناسی»، مطالعات باستان‌شناسی، ش22، صص192-193.

26. همان، ص197.

27. Koch, Ibid, P.60-61, 64.

28. Ibid, P.63.

29. Philip, Huyse (1999), “The Inscription of Shapur I | SKZ –Chapter 3” in “Parthian Sources Online”, Jake Nabel,  (http://parthiansources.com/texts/skz/skz-3/ ), Retrieved 29 August 2021.

30. کریستنس، آرتور (1393)، «ایران در زمان ساسانیان»، ترجمه رشید یاسمی، صدای معاصر، ص60.

31. زرین‌کوب، روزبه (1396)، «تاریخ ایران باستان؛ تاریخ سیاسی ساسانیان»، سمت، صص20-21.

32. Wisehofer, Josef  (2001), “Ancient Persia”, Translated by Azizeh, Azodi, I.B.Tauris, P.184.

33. کریستنس، همان، ص98.

34. مارکوارت، یوزف (1373)، «ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی»، ترجمه مریم احمدی، ص150-151.

35.  پیرنیا، حسن (1375)، «تاریخ ایران باستان»، دنیای کتاب، ج4، صص 2848-2849.

36. Christensen, Arthur (1939), “SASSANID PERSIA” In “THE CAMBRIDGE ANCIENT HISTORY”, Cambridge University Press, Vol.12, P.119-120.

37. سرفراز،  على اكبر  (1379)، «سكه‌های ايران از آغاز تا دوران زنديه»، سمت، ص108.

38. مارکوارت، همان، ص151.

39. سرکاراتی، بهمن (1353)، «اخبار تاریخی در آثار مانوی»، زبان و ادب فارسی، ش111، صص3690361.

40. سایکس، سر پرسی (1362)، «تاریخ ایران»، دنیای کتاب، ج1، ص605.

41. Yarshater, Ehsan (2006), “The Cambridge History of Iran”, Cambridge University Press, Vol.3/1. P.xliv.

42. زرین‌کوب، عبدالحسین (1394)، «روزگاران»، سخن، ص217.

43. زرین‌کوب، روزبه، همان، ص80-81.

44. مشکور، محمدجواد (1363)، «ایران در عهد باستان»، اشرفی، صص 21-22.

45. زرین‌کوب، روزبه، همان، ص111-113.

46. البلاذری، احمد (1987م)، «فتوح البلدان»، موسسه المعارف، ص568.

47. الحموی، یاقوت بن عبدالله (1977م)، «معجم‌ البلدان»، دار صادر، ج5، ص331.

نوشته شده در مارس 19, 2023
بدون دیدگاه
نوشتهٔ پیشین
جُستاری در چَمِ ابرشهر بر بنیاد گفتار الحاکم
نوشتهٔ بعدی
جُستاری در جغرافیای تاریخی سوقند ( سوکند، رستاک آب )

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

نوشته‌های تازه

  • عطار و شعر عرفانی / دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی مارس 28, 2024
  • میرحامد حسین موسوی نیشابوری فوریه 6, 2024
  • منطق الطیر؛ روایتی حماسی از حرکت روح آدمی به سمت کمال آوریل 27, 2023
  • نگاهی به جغرافیای تاریخی ناحیه مازُل (مازُول) نیشابور آوریل 1, 2023
  • پوشنگـانِ نیشـاپور – نگاهی به جغرافیـای تاریخـی فوشنجـان (3) مارس 28, 2023

دسته‌ها

  • جغرافیا و تاریخ (20)
  • فرهنگ و هنر (20)
  • مشاهیر و فرهنگ (11)

پیوندهای مفید

  • فرمانداری نیشابور
  • شهرداری نیشابور
  • دانشگاه نیشابور
  • کنگره بزرگداشت 2540 شهید دیار سلسلة الذهب
  • اداره کتابخانه‌های عمومی شهرستان نیشابور
  • پایگاه‌خبری هفته‌نامه خیام‌نامه
  • نیشابور کهن
  • نیشابوریا: وبگاه فرهنگی، خبری، طنز
  • ابرشهر: دانشنامه نیشابور
  • کارنامک ریوند نیشابور
  • دانشگاه آزاد اسلامی نیشابور
  • انتشارات ابرشهر

نوشته ها

  • عطار و شعر عرفانی / دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی مارس 28, 2024
  • میرحامد حسین موسوی نیشابوری فوریه 6, 2024
  • منطق الطیر؛ روایتی حماسی از حرکت روح آدمی به سمت کمال آوریل 27, 2023
  • نگاهی به جغرافیای تاریخی ناحیه مازُل (مازُول) نیشابور آوریل 1, 2023

بازدید از پورتال

  • 0
  • 202
  • 183
  • 255,455

نیشابورشناسی- 1395 هجری

  • خانه
  • تماس با ما