تحقیق و نگارش: حسین صومعه ( hs.sunrise@gmail.com )
پیشینهی آغازین در گمان
با کاوشی گذشتهنگر در منابع چنین برداشت میشود که در متون پیش از سده ششم، کمتر نشانی از این آبادی توان یافت و دریغ که تا روزگار ما نیز کوشش چندانی برای گردآوری و بازشناسی پیشینه سوقند پای نگرفته است. پس در این میدان، بخش نخست مقاله «سیدعزالدین سوقندی؛ حلقه پیوند قیام سربهداران خراسان و مرعشیان مازندران» جناب دکتر هادی بکائیان را باید تنها کوشش پژوهشی پیرامون پیشینه سوقند دانست.
چنانکه بکائیان نگاشته است: «از پیشینهی این روستا اطلاع دقیقی در دست نیست، اما از نام آن میتوان به فرضیاتی منطقی دست یافت. شکل نام {سوقند}، نشاندهندهی تاثیرپذیری از غلبه و حاکمیت ترکان و تاثیر زبان ترکی بر فارسی خصوصاً در شکلگیری آبادیها و شهرهاست؛ اما اینکه این ناحیه خیلی پیشتر از این دوره، در قرن سوم هجری قمری به بعد مسکونی بوده نیز غیر ممکن نیست. در بررسی دو کتاب «تاریخ نیشابور حاکم نیشابوری» و «السیاق» از تاریخ نیشابور که از قرن دوم تا هفتم هجری علما و مشاهیر نیشابور را معرفی نموده است نشانی از سوکند یا سوقند دیده نمیشود»(26) جستارگری در منابع شناختهشدهای همچون «مسالک و ممالک» ابن خردادبه {سده 3هـ.ق}، اصطخری {4هـ.ق}، «احسن التقاسیم» مقدسی {4هـ.ق}، «صوره الارض» ابن حوقل {4هـ.ق}، «الانساب» سمعانی {6هـ.ق}، «معجمالبدان» یاقوت حموی {7هـ.ق}، «طبقات الشافعیه» سبکی {8هـ.ق} و «سیر اعلام النبلاء» ذهبی {8هـ.ق} نیز گویای همین گفتار است.
در این میان؛ آنچه به راه گمان، بر پیشینه ناحیه سوقند پیش از سده نهم هجری توان افزود این خواهد بود که بر پایه نوشته محمد مقدسی {جغرافیدان سده 4ق} که قریه «خرقن» {= خرو؛ در جنوب شرقی سوقند} را در «بخش بشتفروش» یادکرده(27)، در کنار گفتار ابونصر بن ابوالقاسم قشیری {درگذشته به 514ق} که قریه «ایک» {= ادگ؛ در جنوب غربی سوقند} را با «بشتنقان» و «فرخک» از آبادیهای «بخش مازل» همراه کرده(28)؛ میتوان این پاره از خاک نشابور را -که امروز «سوقند»ش میخوانیم- در نزدیکی مرز دو رَبع «مازل» و «بشتفروش» آن روزگاران جانمایی نمود و چه بسا این ناحیه، در شمار غربیترین توابع بشتفروش که خود شرقیترین بخش شهرستان نیشابور سدههای نخست هجری بوده، دستهبندی میشده است. به هر روی؛ باید امید داشت شاید پیدا شدن نبشتهای کهن و یا تجزیه و تحلیل یافتههای کاوشهای باستانشناسی آینده، پیشینه آغازین سوقند را روشنا سازد.
سوقند تاریخی (سده 6 – 8ق): دوران زباریان
سیدمحسن امین عاملی {درگذشت: 1377ق} در کتاب «أعیانُ الشّیعه» در شرح حال یکی از عالمان شیعه به نام «سيدعزالدين شرف شاه بن محمد حسيني افطسي نیشابوری» معروف به «زباره» {= منتسب به خاندان زباره} به سه منبع اشاره میکند که به این شخصیت علمی شیعی پرداختهاند: «فهرست» منتجب الدين، «مجموعه» الجباعي و «مجمع الآداب» ابن فوطی. «اعیان اشیعه» به نقل از «مجمع الآداب» نام شخصیت یادشده را به گونه «عزالدين ابومحمد شرفشاه بن محمد بن حسين زباره حسيني سوكندي» آورده است(29) و چنانکه پیداست وی «سوکندی» و منسوب به سوکند است.
در میان سه منبع یادشده در اعیان الشیعه؛ فهرست منتجبالدین {سده 6ق} نسبت به و «معجم الآداب» ابن فوطی {سده 8ق} و «مجموعه» شمسالدین محمد جباعی {درگذشت: 886ق؛ سده 9ق} قدیمترین منبع است. «الفهرست» اثر منتجبالدين علی بن عبیدالله بن حسن بن بابویه قمی {معروف به ابن بابویه؛ زاده 504ق} نام شخصیت یادشده به گونه «سیدعزالدین شرفشاه بن محمد حسینی افسطی» آمده است(30) و یادکردی از نسبت وی با سوکند نیست. پس کمترین بهرهای که از نوشتار ابن بابویه توان گرفت چنین خواهد بود: سیدعزالدین شرفشاه در دوران ابن بابویه {سده ششم} و یا پیش از آن میزیسته است. بنابراین «الفهرست» ابن بابویه در شمار منابعی {در دسترس} است که میتواند کهنترین پیوند میان سوکند و پیشینه تاریخی آن را سامان بدهد.
به هر روی؛ مراجعه به «مجمع الآداب» ابن فوطی از آنجا که به گفته «اعیان شیعه»، شرفشاه را سوکندی معرفی کرده است ناگزیر به نظر میرسد. مجمع الآداب، شرفشاه را چنین معرفی مینماید: «عزالدین ابومحمد شرفشاه بن محمد بین حسین زباره حسینی سرکندی».(31) از آنجا که نسبت «سرکندی» در منابع جامعی همچون «احسن التقاسیم» مقدسی، «الانساب» سمعانی، «اللباب» ابن اثیر، «لب اللباب» سیوطی، «طبقات الشافعیه» سبکی، «معجمالبدان» یاقوت حموی و «سیر اعلام النبلاء» ذهبی نیامده است و مصحح معجم الآداب نیز بر آن گواهی میدهد(32) همراه با یادکرد اینکه امین عاملی در «اعیان الشیعه» {به نقل از یکی از نسخ «مجمع الآداب»} آن را به گونه «السوکندی» آورده است(33)؛ میتوان بر این باور استوار شد که «سرکند» تصحیف همان «سوکند» است.
اما در جایی دیگر از کتاب «مجمع الآداب» ابن فوطی {درگذشته به 723ق} اشارهای یکراست به روستای سوکند در دست است: «… و سوکند: قریه علی باب نیسابور» {سوکند: روستایی بر دورازه نیشابور است} و قطبالدین ابوعلی حیدر علوی سوکندی که در سال 707ق در بغداد بوده، به این روستا منسوب است.(34) چنانکه پیش از این گفته شد سوکند {سوقند امروزین} در 16 کیلومتری شرق شهر امروزین نیشابور پا بر جای است. به گفته ابن فوطی، سوکند اوایل سده هشتم {دوران ابن فوطی و قطبالدین سوکندی} در حدود دروازه شهر و یا دست کم در نزدیکی شهر بوده است. این شهر با از سر گذراندن ویرانی خونبار شهر کهن به دست صحراگردان تاتار {مغولان} در سال 618 و همچنین زلزله بنیانکن 666؛ سرانجام در سالهای 669 تا 687 به دستور امیر غازانخان ایلخانی مرمت گردید و به شهر غازانخانی نامور شد.(35) خوشبختانه در روزگار ما پژوهشی در بازآفرینی تصویر شهر نیشابور غازانخانی به انجام رسیده و یافتههای آن، یاریگر ما خواهد بود.
از همسنجی {= تطبیق} دادههای نقشه بازآفرینیشده حریم و کالبد شهر غازانخانی(36) با تصویر ماهوارهای منطقه چنین دریافت میشود که: آن شهر در جبهه جنوب شرقی {و در برگیرنده بخشی از} شهر امروزین گسترده میشده و کهندژ {محوطه باستانی آلبارسلان یا طربآباد امروز، در همسایگی شمال غرب باغ آرامگاه فضل بن شاذان امروز} در جبهه شرقی شهر غازانخانی پابرجای بوده و دروازه شرقی شهر که به نام «دروازه جنگ» شناخته میشده در نزدیکی شمال شرقی باغ فضل بن شاذان امروزین استوار؛ و چه بسا این شهر، با همین ساختار، تا بنیان «نیشابور شاهرخی» در اوایل سده نهم(37) پایدار بوده است.
بر پایه پیمایش تصاویر ماهوارهای و نقشههای این ناحیه؛ سوقند بر ارتفاعات بالادست و در حدود 13 تا 14 کیلومتری جایگاه گمانی دروازه شرقی نیشابور اواخر سده 7 و اوایل سده 8 {دروازه جنگ} جای دارد. آیا ابن فوطی در نوشتار «قریه علی باب نیسابور»، روستایی در کرانه دروازه نیشابور را در پیش نگاه داشته است و یا روستایی در بالادست نزدیک دروازه این شهر را؟ به هر روی؛ به گواهی منابع موجود، تنها آبادیای که به نام سوکند در جغرافیای تاریخی نیشابور شناساست روستای سوقند کنونی است که در حدود 16 کیلومتری شرق شهر نیشابور امروزین {و حدود 13 کیلومتری شمال شرق شهر نیشابور سده 8} پا برجای است.
قطبالدین ابوعلی حیدر علوی سوکندی که از بزرگان سادات بوده به خاندان زُباری نیشابور منسوب است.(38) و «زباره» عنوان شاخه بزرگی از سادات علوی از فرزندان محمداکبر بن عبدالله بن حسن {مکفوف} بن حسن {افطس} بن علی اصغر بن علی {زینالعابدین} بن الحسین علیهاسلام است. ابوجعفر احمد {فرزند محمداکبر بن عبدالله} نخستین فرد از خاندان زباره است که در اواخر سده سوم به نیشابور کوچید و سادات آل زباره نیشابور از نسل او هستند. در سده چهارم «آنها با در دست گرفتن نقابت سادات نیشابور و تثبیت جایگاه سیاسی و اجتماعی خود، شیعیان این شهر را از گروهی محدود به یکی از ارکان قدرت در کنار سایر گروههای صاحبنفوذ شهر بدل کردند.» این خاندان در سده چهارم و سدههای پس از آن، افزون بر برخورداری از «قدرت سیاسی و نفوذ اجتماعی در بین خاندانهای بزرگ نیشابور، جایگاه علمی والایی داشتند و بیشتر افراد خاندان در نیشابور در حوزههای مخلفی چون حدیث، تفسیر، کلام و فقه شیعی صاحبنظر بودند و بیشتر در شعر و ادبیات فعال بودند.»(39)
اگر انتساب عزالدین شرفشاه {سده 6 یا پیش از آن} و قطبالدین ابوعلی {سده 8} را در نظر آوریم آیا میتوان چنین پنداشت که روستای سوکند در این سدهها پایگاه خاندان سادات زباری نیشابور بوده است؟ و فراتر از این و با نگاه به کوچ آل زباره به نیشابور از سالهای پایانی سده سوم هجری، دور نخواهد بود اگر گمان بریم که شاید پیوندی میان زباریان و سامان یافتن {و یا حتی بنیان} روستای سوکند در جایگاه یک سکونتگاه پایدار در دشت نیشابور باشد. به هر روی؛ انتساب قطبالدین ابوعلی {از بزرگان سادات زباری(40)} و همچنین سید عزالدین {رهبر جنبش شیعی سربداران} به سوکند/سوغند، بر این باور که بخش قابل توجهی از باشندگان روستای سده هشتم از سادات علوی و شیعیان بودهاند(41) گواهی میدهد.
پانوشتها و منابع:
26. همان.
27. مقدسی، محمد (1991م)، «احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم»، قاهره: مکتبة مدبولی، ص317.
28. سمعانی، عبدالکریم (1980م)، «الأنساب»، قاهره: مکتبه ابن تیمیه، ج2، ص224-225؛ صومعه، حسین (1/10/1397)، «نگاهی به جغرافیای تاریخی ناحیه مازل (مازول) نیشابور – بخش 2»، خیامنامه، ش408، ص4.
29. امین، محسن (1403ق)، «اعیان الشیعه»، بیروت: دارلتعارف للمطبوعات، ج7، ص337.
30. ابن بابویه رازی، منتجبالدین علی (1366)، «الفهرست»، قم: کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، ص70.
31. ابن فوطی، همان، ج1، ص193.
32. همان، پانویس2.
33. امین، همان.
34. ابن فوطی، همان، ج3، ص376.
35. عینیفر، علیرضا؛ میرزاکوچک خوشنویس، احمد (تابستان 1381)، «بازآفرینی تصوری شهر از متون تاریخی؛ نیشابور غازانخانی»، هنرهای زیبا، ش 11، ص80-81.
36. عینیفر، همان، ص87.
37. همان، ص81.
38. ابن فوطی، همان.
39. نویدفر، محمد؛ نجفیان رضوی، لیلا؛ مهدوی دامغانی، محمود (تابستان 1398)، «تاثیر سادات آل زباره بر گسترش تشیع در نیشابور در قرن چهارم هجری»، تاریخ اسلام، ش78، ص93-118.
40. ابن فوطی، همان، ص375.
41. بکائیان، همان.
دیار سرشناسان شیعی
سوقند تاریخی (سده 9-13)
شهابالدین عبدالله حافظ ابرو – تاریخنگار و جغرافیانویس برجسته دوره تیموری؛ درگذشته به 833ق- نخستین کسی است که اطلاع دقیقی از جغرافیای سیاسی سوغند ارائه میدهد او سوغند دوره تیموری را در شمار توابع توابع بلوک اردوغش نیشابور نام برده است.(42) دادههایی که شناسگر جایگاه جغرافیایی-تاریخی سوقند سدههای دهم، یازدهم و دوازدهم {دوران صفویه، افشاریه و زندیه} باشد در دیدرس جستارگری نگارنده قرار نگرفت اما اهمیت و ضرورت سامان دادن پژوهشهای بیشتر در پی جغرافیای تاریخی نواحی و نقاط نیشابور {از این جمله سوقند} این دورانها بر جای خود باقی است.
و دو گزارش شایان توجه از سالهای پایانی سده سیزدهم در دست داریم که شناختی از سوقند دوره قاجاریه به دست میدهد: «راپورت مملکت خراسان» و «کتابچه نیشابور». حاجی محمد میرزای مهندس از شاهزادگان قاجار که تخصص وی نقشهکشی راهها، ساختن پلها و طراحی قلعهها بوده، به سال 1295 قمری سیاحتنامهای نگاشته و نام آن را «راپورت مملکت خراسان با برخی ملحقات آن» نهاده است. او در جایی که به گزارش «بیان اطراف قدمگاه» میپردازد؛ ناحیه دارالسلام و سوقند را چنین توصیف مینماید: «دِه دارالسلام در دامنه کوه، از خرو {در غرب} یک فرسخ و نیم و تا بوژمهران {در شرق} نیم فرسخ است. آبش از کاریز {است} و قریه «سوقند» مشهور به «سوگند» تا درالسلام، رُبع فرسخ {است}. آبش از کاریز، و این دو قریه تقریباَ به همان انحراف درجات خرو، از قدمگاه منحرف است.»(43)
«کتابچه نیشابور؛ راجع بژغرافی {= به جغرافی} و تعداد نفوس» که در سال 1296ق/1258ش به قلم میرزا حسین بن عبدالکریم درّودی نوشته شده گزارشی است از روستاهای نیشابور که به درخواست میرزا حسین خان، سپهسالار ناصرالدین شاه قاجار فراهم گردیده است. «کتابچه نیشابور»، سوقند را چنین میشناساند: از «توابع بلوک اردوغش، سه فرسنگی بلده {= شهر نیشابور}. درمیان کوه در فوق قریه فوق {= دارالسلام} واقع است. دو رشته قنات جاریه دارد: یک رشته در فوق این قریه واقع است که مسمّی است به قنات سوقند؛ و دیگری در سمت شرقی این قریه متنزع است که مسمّی است به قنات داراب. و زارعت آن از آب این دو رشته قنات مشروب میشود. هوای آنجا در زمستان و در تابستان، معتدل است. و این قریه، قدیم النسق است. بیست و سه خانوار سکنه دارد، از ملّا و متفرقه و قدیم القریه. شصت و هشت نفر نفوس دارد، از کبیر و صغیر و انّاث و ذکور. نوکر دیوانی ندارد، نه سوار و نه پیاده. و مدار گذران اهل این قریه به زراعت و میوهجات سردرختی میباشد.»(44)
سوقند در سده معاصر
کتاب «فرهنگ جغرافیائی ایران» که در دایره جغرافیایی ارتش و به کوشش حسینعلی رزمآرا در 10 جلد تهیه شده؛ یکی از مهمترین منابع شناخت جغرافیای ایران در دههای آغازین سده معاصر است. جلد نهم «فرهنگ جغرافیائی ایران» که به استان خراسان میپردازد در سال 1329 به چاپ رسیده است. در مدخل «سوقند» این کتاب آمده است: «ده از دهستان اردوغش بخش قدمگاه شهرستان نیشابور؛ 17 کیلومتری شمال قدمگاه؛ سر راه مالرو عمومی قدمگاه؛ کوهستانی؛ {اقلیم} معتدل؛ {جمعیت:} 409 سکنه؛ شیعه؛ {زبان:} فارسی؛ {دارای} قنات و رودخانه؛ {محصولات:} غلات، بنشن {= حبوبات} و میوهجات؛ شغل زراعت؛ راه مالرو؛ این ده را به اصطلاح محلی «سوکند» نیز میگویند.»(45)
سوقند در دوره تقسیمات جدید کشوری؛ بر پایه سرشماری 1335 تا 1365 از توابع دهستان اردوغش بخش زبرخان به شمار میآمده است(46) طی مصوبه 117952ت917 هیات وزیران به تاریخ 10/04/1366 بود که دهستان نوبنیاد «فضل» به مرکزیت «ابوسعدی» تشکیل گردید و سوقند یکی از 55 آبادی این دهستان بود.(47) سوقند امروز نیز از توابع دهستان فضل بخش مرکزی شهرستان نیشابور است.(48) جمعیت سوقند در سال 1335، 408 نفر(49)؛ 1355، 585 نفر(50)؛ 1365، 705 نفر(51)؛ 1375، 490 نفر(52)؛ 1385، 300 نفر(53) بوده و جمعیت این روستا بر پایه سرشماری سال 1395؛ 199 نفر، شامل 99 مرد و 100 زن، در 84 خانوار ثبت گردیده است.(54)
کشاورزی و دامداری، مهمترین فعالیت اقتصادی باشندگان سوقند است. این روستا دارای یک مسجد، یک دبستان، یک حسینیه، نانوایی و میدان مرکزی است. آرامگاه امامزادگان میرلطف و میرهاشم از جاذبههای فرهنگی و مذهبی شایان سوقند است(55) و بر پایه انتشارات رسمی، سوقند یکی از نقاط و جاذبههای مسیر گردشگری شرق شهرستان نیشابور {محور نیشابور – زبرخان} به شمار میآید.(56) و در سالهای اخیر سوقندیها گام در راه بازشناسی پیشینههای تاریخی و برسازی سرمایههای فرهنگی این دیار گذاشتهاند چنانکه به کوشش اهالی روستا و همیاری فعالان و مدیران فرهنگی شهرستان، در 16 شهریور 1396 نخستین همایش بزرگداشت سید عزالدین سوقندی در محل روستای سوقند برگزار گردید.(57) و عزالدین، تنها یکی از فرزندان نامی سوکند نیشاپور است.
دیار سرشناسان شیعی
بازیابی و بازبینی پیشینههای همپیوند با سوقند یا سوکند نیشابور در متون کهن، بر این سخن گواهی میدهد که: «سوکند نیشابور، دیار سرشناسان شیعی است.» در بخش تاریخی نوشتار و به فراخور درونمایههای مورد نیاز به چند تن از بزرگان این دیار اشاره کردیم و بسیار شایسته خواهد بود نوشتار را با فهرستی از سوکندی / سوغندیهای که در منابع از آنها یادشده است؛ به تمام و پایان بریم.
– شیخ عزالدین سوغندی: عارف و صوفی سده 8 هجری؛ شاگرد شیخ حسن جوری و رهبر معنوی جنبش شیعی سربداران خراسان پس از وی؛ و مراد و استاد میرقوامالدین مرعشی، رهبر جنبش مرعشیان مازندران(58)
– قطبالدین حیدر سوکندی: قطبالدین ابوعلی حیدر بن حسین بن محمد علوی سوکندی؛ معروف به ابن زباره و منتسب به آل زباره نیشابور؛ از سادات سرشناس و صوفی قرن 8 ق؛ که با خانوادهاش در تبریز سکونت گزید؛ سپس در بغداد محضر سید رضی {سید بن طاوس} و شرفالدین محمد بن عیدالحمید حسینی، عالم علم انساب را درک کرد.(59)
– سیدعزالدين شرفشاه سوكندي: عزالدين ابومحمد شرفشاه بن محمد بن حسين زباره حسيني سوكندي؛ معروف به زباره؛ فقیه، محدث و ادیب سده 6ق؛ دانشمندی فاضل با نظمی ناب و نثری نیکو؛ او از مشایخ علی بن عبدالصمد تمیمی فقیه و محمد بن جعفر بن علیل فقیه است؛ و شرفشاه سوکندی کسی است که «کوه شریفشان» در نجف به او منسوب است؛ وی در گورستان «غری» {در کوفه: نجف امروز} مدفون است.(60)
همچنین نسخهای خطی از شرح «خطبه البیان» حضرت علی بن ابیطالب (ع) که در کتابخانه آیتالله مرعشی قم نگهداری میشود که نام «امیر اسحاق السوکندی البلخی» به عنوان شارح کتاب دیده میشود.(61) آیا شارح یکی از سوکندیان نیشابور است که در بلخ اقامت گزیده و به رسم قدیم، پسوند بلخی بر پایان نام او نشسته است؟
پانوشتها و منابع:
42. Krawulsky, Dorothea (1984), “Horäsän zur Timuridenzeit nach dem Tärih-e Häfez-e Abrü”, Wisbaden: DR. LUDWIG REICHERT, p45.
مجتبوی، سیدحسن؛ محقق نیشابوری، جواد، نظریان، حسن (1392)، «فرهنگ جغرافیای تاریخی نیشابور»، نیشابور: دانشگاه آزاد اسلامی، ص88.
43. حاجی محمد میرزای مهندس، همان.
44. درّودی، میرزا حسین بن عبدالکریم (1382)، «کتابچه نیشابور؛ گزارش روستاهای نیشابور در سال 1296 قمری»، به کوشش رسول جعفریان، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی، صص 106-107.
45. رزمآرا، همان.
46. فریدی مجید، فاطمه؛ ملکپور، نجمه (1388)، «سرگذشت تقسیمات کشوری ایران (کتاب اول از 1285 تا 1385)»، تهران: بنیاد ایرانشناسی، ج3، صص 199، 234، 317.
47. هیات وزیران دولت جمهوری اسلامی ایران (27/12/1365)، «ایجاد و تشکیل تعداد 15 دهستان شامل روستاها، مزارع و مکانها در شهرستان نیشابور تابع استان خراسان»، وبگاه مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی – سامانه قوانین (وب: rc.majlis.ir/fa/law)، تاریخ بازدید: 09/12/1397.
48. دفتر نقشه و اطلاعات مکانی مرکز آمار ایران (1395)، «نقشه آماری دهستانهای کشور بر اساس سرشماری 1395- دهستان فضل»، آدرس آماری 0917040003، تهران: سازمان برنامه و بودجه کشور- مرکز آمار ایران.
49. وزارت کشور (تیرماه 1388)، «گزارش مشروح حوزه سرشماری نیشابور»، وزارت کشور، تیرماه 1338، ص4.
50. «فرهنگ آبادیهای کشور بر اساس سرشماری آبان 1355»، مرکز آمار ایران، جلد 21، ش 857، مرداد1361، ص296.
51. «فرهنگ آبادیهای شهرستان نیشابور بر اساس سرشماری 1365»، مرکز آمار ایران، ]اسفند1368[، ص28.
52. معاونت آمار و اطلاعات سازمان مدیریت و برنامهریزی خراسان رضوی، «شناسنامه آبادیهای استان {خراسان رضوی} 1375 -نیشابور»، وبگاه سازمان مدیریت و برنامهریزی خراسان رضوی (وب: khrazavi.mporg.ir)، بازدید: 16/07/1399.
53. مرکز آمار ایران، «شناسنامه آبادیهای کشور 1385- خراسان رضوی»، وبگاه مرکز آمار ایران (وب: amar.org.ir)، بازدید: 16/07/1399.
54. مرکز آمار ایران، «جمعیت به تفکیک تقسیمات کشوری 1395 – خراسان رضوی»، وبگاه مرکز آمار ایران (وب: amar.org.ir)، بازدید: 16/07/1399.
55. تاجیک، همان.
56. روابط عمومی و امور فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خراسان رضوی (بیتا)، «اطلاعات خدمات سفر شهرستان نیشابور»، ناظر اجرایی ابوالفضل مکرمیفر، مشهد: اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خراسان رضوی، صص6، 32.
57. صفارائی، سعید (16/06/1396)، «همایش شیخ عزالدین سوقندی در نیشابور برگزار شد»، وبگاه خبرگزاری جمهوری اسلامی (وب: irna.ir)، تاریخ بازدید: 20/07/1399.
58. بکائیان، همان.
59. ابن فوطی، همان، ج3، صص375-376.
60. امین، همان، ج7، ص337.
61. متقی، حسین (1423ق)، «معجم الاثار المخطوطه حول الامام علی بن ابی طالب علیه السلام»، قم، منشورات مکتبه آیه الله العظمی المرعشی النجفی، باب الشین، ردیف 127.