تا کنون دربارهی شخصیتی مشهور به نام عمربن ابراهیم خیامی، تحقیقات نسبتاً فراوانی انجام گرفته است. این تحقیقات دربارهی همهی ابعاد شخصیت خیامی که مهمترین آنها عبارتند از فلسفه، علم، مذهب و ادب به یکسان صورت نگرفته است. میتوان گفت آنچه درگذشته بیش از همهی ابعاد گوناگون این شخصیت مورد توجه و تحقیق قرار گرفته، بعد علمی این شخصیت مخصوصاً ریاضیات بوده است که به چهرهی خیامی درخشندگی علمی خاصی داده است. اما بعد فلسفی و مذهبی این شخصیت نه تنها مورد تحقیق و تتبع لازم و کافی قرار نگرفته است، بلکه متأسفانه استقرا رباعیات و بحث در تعداد آنها را بدون دقت در محتویات و مضامینی که رباعیات دربردارد، کافی دیده و طرز تفکرات فلسفی و مذهبی خیامی را به وسیلهی رباعیات معرفی کردهاند. اگر تحقیقات لازم و کافی اثبات کند که عمربن ابراهیم خیامی فیلسوف و دانشمند ریاضیدان که عقاید مذهبی و رفتار عالی داشته است، غیر از آن خیامی است که رباعیاتی در پوچی و لذت پرستی و بیاساس بودن هستی سروده است یا اینکه به تکیه به دلایل اطمیان بخش اثبات شود که رباعیات پوچگرایی را شعرایی دیگر سرودهاند و آنچه که از عمربن ابراهیم خیامی است مقداری رباعیات در بیوفایی دنیا و سرعت گذشت سالیان عمر و فرسوده شدن همهی طراوتها و شادابیها بوده است، معمایی وجود ندارد. ولی اگر فرض کنیم شخصیت مورد تحقیق همان عمربن ابراهیم فیلسوف و دانشمند ریاضیدان است که رباعیات پوچگرایی و لذت پرستی و بیاساس بودن هستی را گفته است، مسئلهای لاینحل دربارهی این شخصیت به وجود خواهد آمد. این کتاب به بحث و بررسی در این باب میپردازد.



