
حكيم عمر خيام نیشابوری از جمله شخصیت ها و مشاهیر کم نظیر تاریخ علم و ادبیات است که نبوغ آن به عنوان میراث بزرگ فرهنگ ایرانی موجب شده تا طي يك صد سال اخیر مشهورترين شخصيت هاي ادبي و دانشمندان ايراني و خارجي، تحقيقات گسترده اي در مورد او به انجام رسانند. شهرت جهاني آثار حكيم و بویژه رباعیات او سبب شد تا درباره او بيشتر از هر شخصيت ديگري در تاريخ، تحقيق و نقد و بررسي صورت گيرد و از دلايل آن، وجود معماها و برداشت هاي بسيار متفاوت و متناقض از زندگي، شخصيت، افكار و رباعيات خيام بوده كه به واسطه عدم دستيابي به منابع و مستندات معتبر تاريخي از زمان حيات او بيان شده و كميّت و كيفيت آنها نيز رو به فزوني و تنوّع نهاده است. بنابراین بسیاری از این خیام پژوهان اذعان نموده که قضاوت در مورد شخصیت و فلسفه خیامی کاری بس دشوار بوده و چهره خیام همچنان در پس انبوهی از رباعیات مشکوک و منسوب به وی، ناشناخته مانده است.
از حكيم همواره به عنوان يكي از برجسته ترين رياضي دانان و دانشمندان كم نظير ملی و جهانی ياد می گردد، ليكن بخش عمده شهرت او در داخل و خارج به واسطه شهرت رباعياتي است كه به او نسبت داده اند و با رباعیات معدود خود چنان تأثیر سترگ فرهنگی بر ایران و جهان گذاشته است که امروزه سازمان یونسکو و دیگر سازمان های علمی بین المللی خیام را یکی از تاثیرگذارترین بزرگان تاریخ علم و ادبیات ایران و جهان قلمداد می کنند.
به استناد منابع معتبر تاريخي، كمتر از هر شاعر ديگري در ايران، از او شعر بر جاي مانده، ولي با اين وجود به عنوان مشهورترين و بلند آوازه ترين شاعر پارسي گوي در جهان شناخته شده است و شناخت و معرفي افكار و عقايد خیام و رباعيات او نیز در طول تاريخ، طي دو مرحله متفاوت زماني به انجام رسيده:
_ مرحله ي اول : شناخت خيام قبل از ترجمه رباعياتش توسط ادوارد فيتزجرالدانگليسي؛
در این دوره خيام در منابع و متون تاريخي عصر خود و نيز در دوران پس از فوتش، اغلب به واسطه ياد حكيم به عنوان «امام »، « حجةالحق »، « تالي ابن سينا »، « سيدالحكماء المشرق والمغرب » و. . . داراي وجهه يك دانشمند و احتمالاً شاعري معتقد، مذهبي و مورد تكريم اغلب مشاهير و دانشمندان بوده است. در اين دوره توجه و تعمّق چنداني در رباعيات او صورت نگرفته و يا بسيار اندك بوده است.
_مرحله ي دوم: بازشناخت خيام، شخصيت، افكار و آثار او پس از ترجمه رباعياتش توسط فيتز جرالد انگليسي؛
به اعتقاد اغلب خيام پژوهان، ترجمه يا به عبارتي برداشت كاملاً آزاد فيتز جرالد از رباعيات خيام، پايه و مبناي جديدي جهت شناخت خيام در عرصه ادبيات و تاريخ علوم شده است. ابتدا در كشور انگليس و سپس در كشورهاي انگليسي و فرانسوي زبان، رباعيات چنان توجه اديبان و علاقه مندان به مفاهیم آنها را به خود جلب نمود كه تا آن زمان هيچ اثر ادبي به آن اندازه مورد پژوهش قرار نگرفته بود، در كمتر از يكصد سال پس از ترجمه جرالد، بيش از دو هزار كتاب، مقاله و پايان نامه تحصيلي درباره رباعيات به رشته تحرير درآمد، رباعيات به اغلب زبان هاي زنده دنيا ترجمه و همراه با آن تفسير شد. شهرت جهاني خيام شاعر، به ايران نيز رسيد. محققان تاريخ علوم به ويژه محققان علم رياضي و رياضي دانان غربي با ترجمه آثار حكيم در رياضي، به ويژه كتاب جبر و مقابله او، نظريات جديدي درباره اهميّت و جايگاه آثار علمي خيام مطرح نمودند و در حقيقت شهرت رباعيات، سبب تهييج محققان به پژوهش های عمیق تر درباره خيام شد اما شناخت خيام از اين مرحله زماني به بعد، داراي ويژگي هاي خاص ديگري نيز شد:
_ پس از شهرت جهاني خيام شاعر، آثار علمي او نيز مورد تحقيق قرار گرفت و اين تحقيقات سبب شد تا خيام از سطح يك دانشمند ناشناخته داخلي به سطح يك دانشمند و رياضي دان برجسته جهاني ارتقاء يابد؛
_ اغلب تحقيقات، خيام را شاعري توانا در عصر خود دانسته و به بيان ديگر، حكيم را به عنوان بزرگترين و برجسته ترين شاعر رباعي سراي فارسي و مشهورترين شاعر ايراني در سراسر جهان معرفي نمودند؛
_ برخي محققان خيام را سراينده ي بي نظيرترين و زيباترين رباعيات فلسفي با مضمون طرح سؤال درباره مسائل بنيادي بشر ( مرگ ، زندگي ، سرانجام انسان ، هستي و. . .) معرفي نموده و سرودن چنين رباعياتي را نه تنها دليل بي اعتقادي خيام ندانسته، بلكه نشانه اوج آزاد فكري و اعتقاد خيام به منشاء نظام هستي پنداشتند؛
_ به اعتقاد برخي، خيام سراينده زيباترين و رساترين رباعيات با مضمون شاد زيستن، باده گساري، بي اعتباري دنياي خاكي، غنيمت شمردن لحظات عمر بوده و در مجموع رباعيات او مروّج فلسفه لذت پرستي ( اپيكوريسم يا هدونيسم Hedonisme ) مي باشد؛
_ گروهي عنوان نمودند، خيام با سرودن رباعياتي با مضمون نامعلوم بودن سرانجام انسان ها و طرح سؤال از اين ابهامات، مي خواهد فلسفه لاادريه ( نمي دانم ، نمي فهمم Agnostisime ) يا فلسفه اصحاب تشكيك ( Sc epticisme) و يا فلسفه ي پوچ گرايان ( نيهليسم ) را بيان و ترويج نمايد؛
نتيجه اين كه با آغاز مرحله ي بازشناخت خيام، اگرچه شخصيت خيام به عنوان يكي از برجسته ترين دانشمندان و رياضي دانان مسلمان مطرح گرديد، ليكن از اين دوره به بعد به واسطه انتساب تعداد بي شماري از رباعيات با مضامين مشكوك ( لذت پرستي، پوچ گرايي و. . .) و گاهی متناقض، از ديدگاه شاعر بودن او شخصيتش در نظر برخی به سطح يك شاعر مي خواره و خوشگذران، كافر و ملحد، دمي دمي مزاج، پوچ گرا، شكاك و بي تفاوت به نظام هستي و. . .تنزّل نمود. حال آن که چطور دانشمندی می تواند از سپیده تا شام بنوشد و چنین کشفیات بزرگی را در عرصه علوم دقیقی چون نجوم و ریاضیات برای نسل بشر به ارمغان بگذارد؟
در تأييد اين كه خيام در مرحله بازشناخت، تبديل به خيام هاي گونه گون با مسلك ها، افكار و عقايد مشوش شد. مي توانيم به اين اظهارنظرها رجوع كنیم كه : « اگر مبناي شناخت خود از خيام را رباعيات منتسب به او قرار دهيم به افكار متضاد با مضامين گوناگون برمي خوريم، به طوري كه اگر يك نفر صد سال عمر كرده باشد و روزي دو مرتبه كيش خود را عوض كرده باشد، قادر به گفتن چنين افكاري نخواهد بود. . .» .( هدايت، ص5 ) و يا مي توان اين گفته ادوارد براون را مورد توجه قرار داد كه گفته: « تناقضي از حيث معني بين اين رباعيات (خيام) كاملاً مشهود است لااقل اين نكته را مسلم مي نمايد كه گوينده آن شخص واحدي نبوده است ». (براون، ص254.)
با وجود چهره درخشان خیام در عرصه های مختلف علمی، به اعتقاد استاد فریدون جنیدی شخصیت خیام، پایمال شده است. بسیاری از افرادی که تا به حال سعی در انتشار و بررسی افکار این چهره تاریخ ایران داشته اند، در پایمال کردن شخصیت او نقش ایفا کرده اند. به عنوان مثال معرفی شخصیت خیام به عنوان مردی که همواره مست بوده از سوی چهره های شناخته شده ای چون «فیتزجرالد» یا حتی در مواردی صادق هدایت و فروغی، نشان از عدم شناخت دقیق از این چهره علمی دارد. دور نیست که خیام نیز در منش زندگی خود رفتارهایی خاص خود داشته، اما سوال اینجاست که چطور دانشمندی می تواند از سپیده تا شام بنوشد و چنین کشفیات بزرگی را در عرصه علوم دقیقی چون نجوم و ریاضیات برای نسل بشر به ارمغان بگذارد؟
این جاست که باید اظهار تاسف کرد که چرا چنین چهره بزرگی، باید در پرده برود و نسل های آینده از یادگیری دانش او بی بهره بمانند و حتی شخصیتش را نیز به روشنی نشناسند. شاید اصلی ترین مانع بر سر این شناخت درست، اشعار این حکیم باشند. 12سال پیش در مراسمی که «یونسکو» به مناسبت بزرگداشت خیام» در نیشابور برگزار کرده بود، سعی کردم از دریچه زبانشناسی تاریخی به بررسی اشعار منتسب به او بپردازم و در همان جا نشان دادم که بسیاری از این اشعار که در وصف «می» هستند، به لحاظ زبانی، سال ها قبل از خیام سروده شده اند و اصولا در شمار شعر خیام قرار ندارند.
از سوی دیگر، ریاضی علم خلاصه گویی است و حالا سوال اینجاست که مردی که دانشمند ریاضی شناخته شده ای در تمام اعصار به حساب می آید، چگونه چندین و چند بیت در وصف «کوزه» دارد. آیا تمام این اشعار که در مواردی سبک تر از وجهه فرهنگی خیام هستند، می توانند همگی سروده او باشند؟!
به هر روی در حال حاضر با وجود تحقیقات گسترده توسط محققان داخلی و خارجی، هنوز هم برخی از آنها به استناد برخی رباعیات مشکوک، شخصیت خیام را در دسته بندی های فوق الذکر قرار می دهند و مستقیم یا غیر مستقیم این حکیم فرزانه را شخصیتی دم دمی مزاج معرفی می نمایند و یا حداقل این نظریه را رد نمی کنند.