ویژگی های قومی و فرهنگی نیشابور

 

سابقه سكونت و فرهنگ

نيشابور در رهگذر تاريخ پرفراز و نشيب خود، به واسطه برخورداري از موقعيت خاص جغرافيايي ارتباطي، خاك حاصل خيز و آب و هواي مناسب، همواره مورد توجه اقوام مختلف بوده است. قبل از ورود آريايي ها مشخص نبوده كه چه اقوامي در آن سكونت داشته اند، اما هنگام ورود قوم آريايي به ايران، تيره اي از آنان به نام پارت ها (اقوام داهه) در منطقه خراسان (و نيشابور) سكونت گزيده و به آبادي و عمران آن پرداخته اند. اين اقوام قبل از تسلط اسلام، چندان با اقوام همسايه در نياميختند ولي پس از آن با موقعيت خاص نيشابور، اين سرزمين مورد توجه اعراب قرار گرفت و عده اي از عساكر عرب در آن مسكن گزيدند. پس از آن، جمعيت ها و اقوام ساكن در نيشابور يا همواره مورد توجه وهجوم اقوام مختلف همچون تركان غز، تركمن ها، ازبكان، مغولان، تيموريان و افغان ها قرار گرفته و موجب آميختگي نژادهاي مختلف در اين شهر شد و يا توسط زلزله هاي مكرر و بنيان كن، جمعيت هاي بزرگ نيشابور به كام مرگ رفته، جوامع و گروه هاي جديدي جاي گزين آن ها گرديدند. به هر روي، اين شهرستان ميدانگاه مبارزه وبرخورد افكار وعقايد مختلف وپايگاه منازعات و تعصبات متفاوتي بوده كه از يك سو سبب بروز جنبه هاي رنگارنگ قومي و فرهنگي شده و از سوي ديگر اين امر، غناي فرهنگي و تمدن آن را در دوره هاي مختلف حيات تاريخي نيشابور به دنبال داشته است.

به عبارتي ديگر، پايتختي نيشابور در دوره اساطيري تاريخ ايران، وجود آتشكده آذربرزين مهر، يكي از سه آتشكده مقدس و اهورايي زرتشتيان، در اين شهر، دومين شهر ايران در عصر صفاريان، سامانيان، سلجوقيان و غزنويان بودن، وجود بيست و هفت باب از سي و سه باب اولين مدارس و دانشگاه هاي جهان اسلام در آن، تأسيس نظاميه ي نيشابور قبل از نظاميه ي بغداد، ثبت حديث معروف سلسلة الذهب از حضرت علي بن موسي الرضا (ع) توسط چندين هزار نويسنده باقلمدان هاي مرصع در اين شهر (به سال 200 هـ. ق)، مأمن تشنگان علم و معرفت سرزمين هاي اسلامي در قرن 4 و 5 هـ. ق، زادگاه چهار فرقه ي عرفاني ملامتيه، كراميه، بكتاشيه و جوريه بودن، مركزيت تصوف و عرفان جهان اسلام در قرن چهارم، ظهور بيش از چهار هزار و سيصد نفر شخصيت برجسته علمي و فرهنگي تا ربع اول قرن ششم در اين شهر، پرورش مشاهيري چون عطار (يكي از سه ضلع مثلث ادبيات عرفاني ايراني)، حكيم عمر خيام (شاعر، منجم و رياضي دان برجسته جهان اسلام و بزرگ ترين عالم جبر دوران هزارساله قرون وسطي)، فضل بن شاذان و … همه و همه شواهدي بر سابقه درخشان تمدن و فرهنگ غني اين شهرستان درگذشته بوده و می باشد.

 تركيب قومي و مردم شناسي

خاندان هاي معروف قديم نيشابور

ازخاندان هاي معروف نيشابور در گذشته مي توان به: خاندان هاي ميكاليان، عماريان، شداديان، انماطيان، قاضيان، سيمجوريان، بديليان، دلشاديان، خاندان هاي منيعي، صاعدي، محمي، مزكي، مومل، ناصحي، سراجي، شجاعي، صفار، شحامي، نيلي، عيار، سياري، عنبري، بحيري و نيز تعدادي از خاندان هاي غير مسلمان شامل يهودي، زرتشتي و مسيحي اشاره نمود كه در قرن هاي چهارم تا دهم هجري قمري در پيشبرد دانش و فرهنگ اين سرزمين نقش مهمي را ايفا نموده اند.

طوايف و خاندان هاي فعلي نيشابور

برخي از طوايف و خاندان هاي متعددي كه هم اكنون در نيشابور ساكن هستند، عبارتنداز:

ـ در شهر نيشابور و حومه آن اختلاطي از اقوام فارس زبان ها، كرد زبان ها و معدودي از قوم بلوچ زبان و كولي ها.

ـ در قسمت هاي جنوبي شهرستان علاوه بر وجود خاندان هايي از اقوام فارس زبان چون بهمدي، ترابي، عارفي، عشقي، ماروسي و … تعدادي نيز از اقوام بلوچ و ترك با حفظ زبان اوليه شان وجود دارند.

ـ در قسمت هاي شرقي شهرستان، عمدتاً فارس ها شامل: خاندان هاي موسوي، گنجعلي، قدمگاهي، درودي، بوژاني، حسيني، اكبري، غيبي، صادقي، رحمتي، عليخاني، قهاري، ميرشاهي، عبدي، شرفي، اسماعيلي و… و برخي اقوام ترك زبان شامل خاندان هاي رحماني، قدمياري، مرشدلو، حيدري، ايرواني و … مي باشند.

ـ در قسمت هاي شمالي و غربي نيشابور نيز خاندان هاي اقوام فارس زبان و ترك زبان شهرستـان، نظير: رضـوي، حسينـي، عـلي كاظم، حـاج قنبرها، كربلايي اسدها، آقاها، صادقي ها و… با خاندان هاي كردزبان ( از طوايف كردان زعفرانلو، توپكانلو، عمارلو و ورانلو) همچون: كركانلو، كال ميشي، فرهادخاني، لطيفي، تـرابي، شيـرقاضي، آقا محمدخاني، سمكان، زينلي و صميمي بـه طور اختلاطي و تـا حدودي با حفظ برخي از آداب و رسوم قومي و محلي خود، دركنار يكديگر زندگي مي كنند.

به طور كلي تركيب قومي شهرستان نيشابور در حال حاضر از اختلاط اقوام فارس، ترك، كرد و بلوچ تشكيل شده است و تنها مي توان از لحاظ زباني اين تركيب را شامل: 89 درصد فارس زبان،     10/2 درصد ترك زبان، 0/6 درصد كرد زبان و 0/2 درصد بلوچ زبان مشخص نمود.

ويژگي هاي فرهنگي مردم نيشابور

زبان و دين

مردم نيشابور ضمن وقار و متانت در حركات خود، داراي زبان فارسي با گويش محلي مي باشند كه براي نا آشنايان به لهجه نيشابوري، درك و فهميدن آن مشكل نيست؛ زباني بسيار نزديك به زبان رسمي دري با تركيباتي مشحون از واژگان سره و ناب فارسي، گويش نيشابوري را تشكيل داده است. اقوام ترك شهرستان، زبان اجدادي خود را حفظ و با يكديگر به تركي خاصي كه خيلي به فارسي نزديك و از تركي ساير نقاط چون آذربايجان فاصله گرفته، گفت و گو مي كنند ولي زبان غالب آن ها فارسي است. كردهاي شمال شهرستان نيز مانند ترك ها، با يكديگر به كردي سخن مي گويند اما در اجتماع، به فارسي تكلم مي كنند.

دين مردم نيشابور، اسلام و مذهب آنان شيعه اثنی عشري است. در سال 1395، از جمعيت 451780 نفري شهرستان نيشابور، 99/81 درصد را مسلمانان، 0/03 درصد را زرتشتيان و 0/16 درصد را پيروان ساير اديان و يا افرادي كه دين خود را اظهار نكرده اند، تشكيل داده اند. بدين ترتيب پيروان اديان ديگر بسيار اندك هستند و پيروان مذاهب ديگر اسلامي نيز درصد بسيار كمي را تشكيل مي دهند كه مهم ترين شان فرقه اسماعيليه است كه در روستاهاي: داغي، فردوس و ديزباد عليا (بالا) ساكن مي باشند.

 آداب و رسوم محلي مردم نيشابور

باتوجه به اين كه بسياري از آداب و رسوم محلي مردم نيشابور با كم و بيش اختلاف، داراي تشابهات زيادي با فرهنگ و رسوم محلي مردم خراسان است و امروزه به واسطه حضور رسانه ها، اين رسوم و سنت ها درحال كم رنگ شدن است و آن اصالت و سنتي بودن خود را آهسته آهسته ازدست مي دهد، با اين وجود از ميان تمامي آيين هاي مرسوم در شهرستان، خلاصه برخي از مهم ترين آن ها كه از جهاتي جنبه ي محلي تر داشته، انتخاب شده اند:

الف: مراسم تولد و ختنه سوران، ازدواج و فوت

ـ مراسم تولد: ماما يا دايه، وظيفه مراقبت از زائو و نوزاد، از بدو تولد تا چهل روز را برعهده دارد. به عنوان اولين اقدامات براي سلامتي زائو و نوزاد، زير سر زائو، خنجر، قرآن، سوزن و … قرار مي دهند و حتي به گوشه يقه پيراهنش يك سنجاق آويزان مي كنند. اين اشياء از جهت دفع آل گذاشته مي شوند چراكه معتقدند اگر آل بيايد جگر زائو را با خودش مي برد و در خاكستر قرار مي دهد و يا جگر زائو را به آب مي زند. دايه پس از قطع ناف اضافي نوزاد، آن را زير خاك دفن مي كند و بر محل زخم، روغن گوسفند مي مالد. در نيشابور اعتقاد بر اين است كه اگر اضافي ناف را زير درخت سيب قرار دهند فرزند زيبا مي شود.

مراسم نام گذاري معمولاً روز دهم انجام مي شود، نام نوزاد را معمولاً به چند روش انتخاب مي كنند: يا انتخاب اسم از روي قرآن كريم يا انتخاب قبلي يا نام آبا و اجداد وي و يا اگر روزهاي تولد مصادف يا مراسم دهه عاشورا، عيد قربان و ساير روزهاي خاص مذهبي و … باشد نام نوزاد را به احترام بزرگان دين و نيز همراهي با مراسم مذهبي: حسيـن، زينب، قـربـان، حـاجـي و … مـي گـذارنـد. در روز دهـم،‌ اذان و اقـامـه در گوش نوزاد مي گويند و هر كدام از بستگان هديه و پول بر بالين نوزاد قرار مي دهند.

ـ مراسم ختنه سوران (دست حلالي): از مراسم معمول و متداول در اين شهرستان، مراسم ختنه سوران پسران در سنين 4 يا 5 سالگي است كه دعوت كننده آن حمامي بوده؛ در اغلب روستاها، روزختنه سوران، پسر را حمام مي برند و چشم هايش را سرمه مي كشند و لباس نو بر تنش مي پوشانند و در خانه اي كه همه جمع اند، اسپند دود مي كنند و دهل و سرنا مي زنند و پسر را به تيغ سلماني مي سپارند. اين رسم در گذشته، بسيار پر شور و آييني بوده است (كه البته درنقاط شهري به ندرت برگزار مي شود)، از مراسم خاص اين منطقه، آن است كه به ختنه شونده ـ براي اين كه برايش مشغوليت ذهني ايجاد نمايند ـ مي سپارند كه سيلي محكمي به گوش سلماني بزند و برحسب سنگيني دست وي و ثروت خانواده اش به سلماني انعام مي دهند و هنگام ختنه، دهان پسر را كه از درد داد مي كشد از شيريني و نقل و نبات پر مي كنند و پسر را هديه هاي زياد نثار مي كنند.

ـ مراسم ازدواج: بين مراسم شهر و روستا، تفاوت بسيار است كه در اين مجال به اختصار به آداب و رسوم نقاط روستايي اشاره مي گردد:

ـ همسر گزيني: پدر و مادر براي پسر خود دختري را انتخاب مي كنند و به پسر خود معرفي مي نمايند كه اغلب بدون مخالفت پسر وارد مرحله خواستگاري مي شوند. امروزه انتخاب پسر و دختر نيز از اركان همسرگزيني است.

ـ خواستگاري: مادر با مشورت پدر به خواستگاري دختر مي رود و چنان چه رضايت خانواده دختر را جلب كنند، پدر و مادرِ پسر با نزديكان و اقوام به خواستگاري مي روند و به همراه خويش روسري، مقداري قند و يا انگشتر مي برند.

ـ نامزدي: در مدت نامزدي، خانواده پسر در روزهاي عيد مقداري گوشت، برنج و پارچه براي خانواده دختر مي فرستند و خانواده دختر، آن ها را دعوت مي كنند، در اين مدت دختر و پسر همديگر را ملاقات مي كنند.

ـ عقدكنان: روزعقدكنان، خانواده پسر، وسايل خوراكي و مقداري لباس براي خانواده عروس مي فرستند و پدر پسر، حمامي و زن حمامي را براي دعوت مردان و زنان نزد خانواده عروس براي دعوت به صرف شام يا ناهار مي فرستد و دعوت شدگان مقداري قند يا شيريني به حمامي و زن او مي دهند و بعد از صرف غذا، ملا يا آخوند، دختر را عقد مي نمايد. مهريه دختر، آب، زمين و گوسفند است.

ـ عروسي: عروسي معمولاً دو شبانه روز به طول مي انجامد. روز اول پدر داماد و اقوام و فاميل را به خانه خويش دعوت مي نمايد و داماد نيز بر تختي كنار مجلس مي نشيند و هر يك از مدعوين پول يا گوسفند به داماد هديه مي كند. روز بعد زن سلماني، سر و صورت عروس را آرايش مي نمايد. لباس هاي داماد را از خانه عروس و لباس هاي عروس را از خانه داماد با ساز و دهل به حمام مي برند و آن ها را با لباس هاي نو به خانه برمي گردانند.

– عروس بردن: هنگام عروس كشاني، يكي از زنان فاميل داماد، وسيله اي را از خانواده ي عروس ـ كه به آن عقل عروس مي گويند ـ بر مي دارد و در خانه داماد آن را به عروس مي دهد. عروس را بر اسبي سوار مي كنند و افسار اسب را دايي يا پسر عمو يا برادر عروس مي كشد و تا خانه داماد او را همراهي مي كند. چند زن نيز با عروس به خانه داماد مي روند و يك الي دوشب آن جا مي مانند. عروس را با ساز و دهل به خانه داماد مي برند. جلو خانه داماد، عروس پا انداز طلب مي كند و تا پا انداز به او ندهد وارد خانه نمي شود. مادر يا پدر يا برادر داماد، گوسفند يا هديه اي ديگر به عروس مي دهد تا وارد شود. رنگ لباس عروس، سفيد و محل حجله گاه، خانه داماد است. مادر عروس يك روز بعد از عروسي به افرادي كه به داماد هدايايي دادند، يك دستمال و مقداري شيريني مي دهد. پدر عروس بعد از سه روز از عروسي، يكي از فاميل يا برادر عروس را به خانواده داماد مي فرستد و عروس و داماد را به خانه خود دعوت مي كند و گوسفند يا قطعه زميني را به آن ها هديه مي دهد.

ـ مراسم فوت: نزديكان متوفي اغلب به وسيله ي گفتن اذان و لااله الا الله همسايگان را جهت تشييع جنازه دعوت مي نمايند. قبل از دفن ميت، او را رو به قبله مي خوابانند و به آرامي چشم هاي وي را مي بندند؛ دست ها را به پهلو مي خوابانند و دو شست انگشت پا را به وسيله ي تكه اي پارچه به هم مي بندند. بهتر اين است هرچه سريع تر قرآن خوان شروع به تلاوت قرآن كند و در ميان آن از بقيه بخواهد صلوات بفرستند و براي ميت فاتحه بخوانند. دراغلب نقاط شهري و روستايي، مرده ها را در غسال خانه مي شويند. چوب زيربغل نيزدعانويسي شده وآماده است تاپس ازشست و شوي ميت آن را زير بغل وي قرار دهند؛ نيز بر هفت محل سجده گاه وي بر مبناي سنت ديني، كافور مي مالند و با احترام وي را كفن مي پوشانند.

جنازه بر روي يك نردبان يا تابوت روباز تشييع مي شودو حاضرين لااله الا الله گويان وي را به سوي قبرستان مي برند. در جلو گروه تشييع كننده، يك نفر، ظرفي پراز خرما يا حلوا حمل مي كند و در قبرستان بر روي قبر مي گذارد. هريك از حاضرين با بيل مقداري خاك در قبر مي ريزند و بيل را وارونه به زمين مي اندازند تا نفر بعدي الي آخر. نيز ميت را تاحد امكان شب دفن نمي كنند و مي گويند: نور ستاره نبايد داخل قبر بتابد، باران نبايد داخل قبر بريزد. مراسم ختم و يادبود در روزهاي سوم، هفتم، چهلم و سال برگزارمي شود. در روزهاي يادشده، قرآن خواني، صرف غذا و رفتن به سر مزار، برنامه ي كلي است. در شهر نيشابور در روزهاي ختم، حليم مي پزند و ازشركت كنندگان درمراسم، پذيرايي مي شود. پس از مراسم چهلم عده اي از نزديكان با به همراه آوردن پيراهني براي مرد منزل و يك روسري و يا حتي يك پيراهن براي زن منزل به نزد ايشان رفته و با دلداري دادن آن ها، لباس هاي مشكي را از تن شان در مي آورند تا از عزا درآيند.

ب- مراسم در طول يك سال قمري

ـ مراسم ماه محرم و صفر: با شروع ماه محرم، آشوب و هيجان خاصي فضاي شهر و روستاها را پر مي كند. علم ها، داخل مساجد و حسينيه ها باپارچه هاي سياه و رنگي آذين مي شوند و شب ها داخل مساجد و حسينيه ها، مجلس روضه خواني و سينه زني برقرار است. علم، علمات و بيدق از نشانه هاي گروه هاي عزادار است. اوج شور و حال عزاداري ماه محرم، روزهاي تاسوعا و عاشورا است. در روز عاشورا مردم در قالب هيئت هاي عزاداري ضمن انجام مراسم ويژه، به تهيه و پخت غذا ـ كه اغلب حليم است ـ مبادرت مي ورزند. در اين روز علم ها را از مساجد بيرون مي آورند. در روستاهاي اسحاق آباد، كليدر، بار و بسياري از نقاط ديگر نيشابور نمايش شبيه خواني برگزار مي شود؛ در اين نمايش مذهبي گروه هاي شبيه خوان با حركات و خواندن ابيات مناسب، نوحه خواني مي كنند و ماجراي ظهر عاشورا را عيناً بازسازي مي نمايند.

در روستاها در بدو ورود هيئت هاي عزاداري به مدخل روستا، عده اي از عزاداران علم به دست، در حالي كه علم ويژه ي عزاداري، پيشاپيش آن ها برده مي شود به پيشواز آنان مي آيند و به اصطلاح به هم سلام مي گويند و آن ها را به ميدان اصلي ده راهنمايي مي كنند. پس از گرد آمدن همه ي گروه ها در ميدان اصلي، نخل را بر مي دارند و دسته جمعي به سوي امامزاده ي روستا روانه مي شوند. پس از مراجعت از مزار، گروه ها برحسب روستا، دسته دسته به صرف ناهار فراخوانده مي شوند. مخارج تهيه ي حليم نيز توسط افراد خير تأمين مي شود.

در شهر نيشابور، دسته هاي گوناگون عزادار در قالب هيأت هاي مختلف و گاهي با حركت دادن علمات، از گوشه و كنار شهر به خيابان اصلي (امام خميني) آمده و در طول آن حركت وبه عزاداري مي پردازند. دراين مراسم كه معمولاً در مسجد جامع پايان مي يابد اشعاري درباره ي مظلوميت امام حسين (ع) و يارانش خوانده مي شود.

در روز اربعين حسيني نيز مراسم عزاداري و روضه خواني در داخل مساجد و منازل برپا مي شود. عده اي از زنان نيزصبح اربعين، شله زرد را ـ كه ازشب قبل آماده كرده اند ـ بين همسايه ها و آشنايان تقسيم مي كنند.

مراسم عزاداري در مساجد، حسينيه ها ومنازل در روزهاي وفات حضرت پيامبر (ص)، وفات حضرت فاطمه (س)، شهادت حضرت علي (ع)، ضمن اجراي مراسم احياي نوزدهم، بيست ويكم و بيست و سوم ماه مبارك رمضان و ساير روزهاي وفات يا شهادت ساير امامان معصوم (ع) و بزرگان دين با احترام خاصي برگزار مي گردد.

در طول يك سال قمري نيز اعياد بزرگ مسلمانان (عيد قربان، عيد مبعث، عيد فطر، روز عيد سعيد غدير خم) و ساير روزهاي ولادت امامان معصوم (ع)، نظير ميلاد مسعود حضرت مهدي موعود (عج)، همراه با مراسم شب هاي برات در روزهاي 14، 15 و 16 شعبان، با شور و حال خاصي همچون چراغاني مساجد و تكايا و همچنين پخش شيريني و شربت در ميان مردم برگزار مي گردد.

ج- مراسم در طول يك سال شمسي

ـ چهارشنبه سوري: جشن ويژه ي آخرين چهارشنبه ي سال مي باشد كه در اين روز، دخترها و پسرها، كوزه ي آبي را از پشت بام خانه ي خودبه داخل كوچه پرتاب مي كنند و معتقداند هركس دراين روزكوزه ي آبي بشكند، روزقيامت يك كوزه ي آب به اوخواهنددادو بدين صورت بلاها نيزازخانه دورمي شود. مردان روستا دراين روز به تيراندازي مي پرداختند و اهالي روستا بيرون از ده، آتشي روشن مي كردند و از روي آن مي پريدند؛ هنگام پريدن ازآتش، خطاب به آتش مي گفتند: زردي من ازتو، سرخي تو از من.

ـ تحويل سال: روز تحويل سال، بعد از بازگشت از مساجد، پاي سفره ي هفت سين مي نشينند و قرآن مي خوانند و سال جديد را به يكديگر تبريك مي گويند. سفره ي هفت سين را با غذاها و وسايل محلي آرايش مي دهند: سيب، سنجد، تخم مرغ رنگ شده، ماهي، كوزه ي آب، سبزه، آيينه، قرآن، شيريني ازمهم ترين آن ها مي باشد.

ـ ديد و بازديد: مردم از صبح عيد، دسته جمعي در دو دسته ي زن و مردم حركت مي كنند و نخست به خانه ي كساني مي روند كه يكي از عزيزان خويش را در طول سال گذشته از دست داده اند. پس از آن گروهي به خانه ي اقوام و فاميل مي روند و در اين كار بزرگان و ريش سفيدان فاميل حق تقدم دارند. ناهار به هر خانه كه رسيدند معمولاً ماست و شيره ي انگور، آش و شير برنج ميل مي كنند.

ـ سيزده به در: دراين روز هر كس به اتفاق خانواده خود با فاميل به دامنه كوه ها ودشت هاي سرسبز ونقاط زيبا و ييلاقي مي روند. جوانان دراين روز با هم كشتي مي گيرند و زنان دور هم جمع مي شوند و شادي مي كنند.

–  شب یلدا: در این شب، مردم معمولا به خانه‌ بزرگترها می‌روند و تا نیمه‌ شب می‌نشینند. در گذشته میزبان یا همان بزرگ خاندان، گوسفندی را ذبح نموده و از میهمانان پذیرایی می‌نمود اما اکنون غالبا فرزندان هر خانواده به دیدار پدر و مادر و یا پدربزرگ و یا اقوام همسر می روند  مردم در حد امکان، در شب یلدا، آجیل، هندوانه و انار و دیگر میوه های فصل را می‌خورند و معتقدند که هر کس در این شب هندوانه بخورد، تابستان زیاد تشنه نمی‌شود.

ـ تمناي باران و مراسم چوله قزك: با توجه به اين كه كشاورزي و دامداري در اغلب نقاط نيشابور اساس زندگي معيشتي مردم را تشكيل مي دهد و آب، به عنوان محور توليد، در اين مناطق نقش حياتي دارد، در موارد كمبود آب و نزولات جوي جهت نزول باران در برخي نقاط شهرستان، مردم دعا نوشته و به شاخه هاي درختان مي بندند و يا زنان آش بي بي فاطمه مي پزندو بين همسايه ها بخش مي كنند و در برخي مناطق نيز مردم سه روز متوالي روزه مي گيرند و در آخرين روز به صحرايي مي روند و از خدا دسته جمعي طلب باران مي كنند.

در مراسم چوله قزك نيز گروهي از كودكان در روستا، مترسكي مي سازند و به آن پارچه هايي الوان ولباس هايي بلندمي پوشانند ودركوچه هاي ده راه مي افتند و مي خوانند:

چوله قزك بارون كن     بارون بي پايون كن      گـندم بـه زير خاكه        از تـشنگي هلاكه

بـزغاله شيـر مـَيَه     چِپّو (چوپان) پنـيرمَيَه (مي خواهد)

سپس به درب منازل مي روند و اهل خانه، مقداري شيريني و يا پول به آن ها مي دهند و گاه مقداري آب هم روي بچه ها مي پاشند.

منبع:

  • علی طاهری، درآمدی بر جغرافیا و تاریخ نیشابور، انتشارات ابرشهر نیشابور، 1384.
  • علی طاهری، جغرافیای کامل نیشابور، زبرخان و فیروزه ( در حال انتشار )، انتشارات ابرشهر نیشابور، 1401.

ورود به پورتال

امامزاده محمد محروق

جغرافیای روستایی میان جلگه

بانو مریم اسلامی

فهرست