ما هنوز اندر خم یک کوچهایم
هجرت امام رضا (ع) به جانب مرو
امام رضا (ع) حدود هزار و ۲۵۰ سال قبل در سال ۱۴۸ هجری قمری در شهر مدینه به دنیا آمد. پدر ایشان امام موسی بن جعفر (ع) امام هفتم شیعیان و مادرشان بانویی بزرگوار و خردمند به نام نجمه بود.
حضرت امام رضا علیه السلام پس از شهادت پدر بزرگوارش، در سال ۱۸۳ هجری در ۳۵ سالگی به امامت رسید. مامون خلیفه عباسی که از قدرت و نفوذ امام رضا (ع) در میان مردم هراس داشت به بهانه انتخاب ایشان به ولایت عهدی، امام رضا (ع) را از مدینه به مرو مرکز خلافت خود فرا خواند.
هجرت امام رضا (ع) یک مهاجرت سیاسی اجباری بود که در سال ۲۰۰ هجری انجام شد و مامون دستور داد امام رضا (ع) را از مسیر بصره، اهواز و فارس به مرو ببرند. در این مسیر امام رضا (ع) از شهرهای نباج، بصره، اهواز، اربق (اربک)، ارجان (بهبهان)، ابرکوه (ابرقوه)، ده شیر (فراشاه)، یزد، قدمگاه خرانق (مشهدک)، رباط پشت بادام، نیشابور، قدمگاه نیشابور، ده سرخ، توس و سرخس گذشتند و به مرو رسیدند.
در جریان هجرت امام رضا (ع) و استقبال مردم از ایشان در نیشابور و بیان حدیث سلسلة الذهب، حکومت عباسی به شدت وحشت زده شد.
هرچند در مورد تاریخ ورود امام رضا (ع) به نیشابور اختلاف نظر وجود دارد و برخی این زمان را به اوایل زمستان نسبت میدهند اما به هر حال استقبال پرشور و بیان حدیث گهربار سلسله الذهب برگ زرینی در تاریخ نیشابور است تا هرسال دهم تیرماه شاهد برگزاری برنامههای سالروز ورود امام رضا (ع) به نیشابور باشیم.
ورود امام رضا (ع) به نيشابور
در سال 193 هجري، هارون در نوقان طوس وفات يافت و پس از وي پسرش مأمون عباسي، براي جلب توجه و حمايت علويان و طرفداران آن ها در خراسان، از حضرت علي بن موسي الرضا (ع) دعوت نمود تا به خراسان آمده و ولايت عهدي حكومت او را بپذيرد.
امام كه مجبور به پذيرش آن شده بود به سوي خراسان حركت كرد و در سال 200 هجري، نيشابور به مقدم ايشان مزين شد، در نيشابور دو حافظ قرآن به نام هاي ابو زرعه رازي و محمد بن اسلم طوسي، همراه با تعداد بي شماري ازدانشجويان سر راهش را گرفتند تا از آن حضرت حديثي بشنوند و بنويسند، امام (ع) نيز حديث مشهور ((سلسلة الذهب)) را بيان نمودند، در آن روز تعدادي بالغ بر بيست هزار نفر، قلم و دوات به دست، اين حديث گهربار امام را مي نوشتند، كه اين خود گوياي جايگاه و اهميت نيشابور و كثرت اهل علم و ادب در اين شهر بزرگ، در آن دوران بوده، به طوري كه در دوره هاي بعدي نيز به عنوان تابلو زرين تمدن اسلامي مطرح مي شود.

امام رضا (ع) در این روز در اجتماع هزاران نفری مردم مشتاق آن روز نیشابور در حالی که سوار بر هودج بودند فرمودند پدرم موسی کاظم به نقل از پدرش جعفر صادق از پدرش محمد باقر از پدرش علی زین العابدین از پدرش حسین از پدرش علی بن ابی طالب و ایشان از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ایشان از جبرئیل به من گفت شنیدم پروردگار سبحانه و تعالی می فرماید: “کلمه لا اله الا الله دژ من است هر که آن را بگوید به دژ من وارد گشته است و آنکه به دژ من وارد شده از عذاب من ایمن و آسوده است. “سپس پرده هودج را افکندند و رفتند و پس از چند گامی که هودج حرکت کرد دوباره پرده را کنار زدند و فرمودند: البته این امر شرط و شروطی دارد و من از شروط آن هستم.
راویان این حدیث همگی امامان معصوم هستند تا به پیامبر (ص) و جبرئیل و سرانجام به خداوند میرسد. به همین دلیل این حدیث را “سلسلة الذهب” به معنای “زنجیرۀ زرّین” توصیف و نام گذاری کردهاند. طبق برخی گزارشها، همزمان با نقل حدیث، بیش از بیست هزار نفر آن را مکتوب کردند.

بیان حدیث سلسله الذهب در این شهرنشان دهنده ظرفیت و استعدادهای موجود در نیشابور آن زمان است چون امام رضا (ع) در طول مسیر سفرشان از مدینه به مرو از شهرهای مختلفی عبور کردهاند و این فرصت را داشتهاند که این حدیث را در جای دیگری نیز بیان کنند.
حدیث سلسله الذهب چکیده قرآن و پیام همه پیامبران و انبیا است که حضرت رضا (ع) در پاسخ به درخواست بزرگان نیشابور این حدیث را که مورد اتفاق نظر اهل سنت و شیعیان است بیان میکند.
در آن زمان نیشابور یکی از مراکز بزرگ اهل سنت بود و بیشتر جمعیت آن سنی بودند و شیعیان در اقلیت قرار داشتند با این حال همه راویان این حدیث از بزرگان اهل سنت هستند.
در جریان حضور امام رضا (ع) در نیشابور دو رویداد مهم اتفاق افتاد یکی اینکه ایشان به زیارت امامزاده محروق میروند که نشان دهنده جایگاه این امامزاده است و دیگر بیان حدیث سلسله الذهب است که بر اساس گمانه زنیها مکان بیان این حدیث در محلی واقع در جنوب تپه ترب آباد نیشابور است که در آن زمان بازار بوده است.
شایسته است در این مکان با همکاری دستگاههای متولی و هنرمندان یک نماد و نشان فرهنگی طراحی، ساخته و نصب شود و در رسانهها نیز به این موضوع پرداخته شود که حضرت رضا (ع) در فاصله شش هزار کیلومتری بین مدینه و مرو شهر نیشابور را برای بیان این حدیث انتخاب کردند و تنها مردم نیشابور را شایسته این هدیه دانستند.
شرح حدیث سلسلة الذهب
شیخ صدوق پس از نقل کلام امام رضا(ع) در کتاب توحید میگوید: معنای سخن حضرت این است که از شروط «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» اقرار به امامت من است و اینکه من از جانب خداوند امامی هستم که فرمانبریام واجب است.
با توجه به اینکه این حدیث به مسأله توحید و ولایت اشاره کرده است برخی معتقدند که هدف اصلی این روایت بیان همین پیوند است؛ چرا که مردم نیشابور، از اهلسنت بودند و نگاه آنان به ولایت معصومان، ولایت به معنای فرمانبری (یعنی امامت) نبود.
بر این اساس امام رضا(ع) با اشاره به اینکه توحید پناهگاهی قابل اعتماد و اصل دین است، اما مسیر رسیدن به آن، گرفتن حقائق از امام و پیروی از او است. به رابطه میان توحید و ولایت امامان معصوم در دیگر روایات نیز اشاراتی شده است
مانند زیارت جامعه کبیره و علامه مجلسی نیز در شرح این فراز از زیارت جامعه کبیره (مَنْ اَرادَ اللهَ بَدَأَ بِکُمْ وَمَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْکُمْ) احتمالاتی را ذکرکرده مانند این که رسیدن به معارف الهی و مقام رضای او جز با پیروی از امامان معصوم (ع) ممکن نیست، توحید الهی فقط با پذیرش سخن معصومان دست یافتنی است،
بدون دریافت علوم از امامان راهی برای رسیدن به توحید وعبادت حقیقی نیست، توحید ودیگر معارف فقط با گفتار امامان و ادله آنان دست یافتنی است، رسیدن به نهایت مراتب توحید تنها در پرتو پیروی از آنان ممکن است، رد کننده سخنان امامان مشرک ست و این که خداشناس حقیقی بی شک پذیرنده تمام سخنان امامان است.
به باور مطهری متفکر معاصر توحید در کلام امام رضا(ع) به این جهت حصن و باروی الهی دانسته شده است که توحیداساس و ریشه است و همانند الف است که به دنبالش همه چیز هست. برخی از محققان نیز حدیث سلسلة الذهب را بیانگر فلسفه سیاسی تشیع و عرفان رضوی و اختصاص داشتن ولایت سیاسی، علمی و معنوی به امامان معصوم(ع) دانستهاند.
علت نامگذاری حدیث سلسلة الذهب
این حدیث معروف به حدیث سلسلة الذّهب [یعنی زنجیرۀ زرّین] است. این نامگذاری به این دلیل است که افراد حاضر در سند حدیث، همگی از معصومان هستند؛ یعنی امام رضا(ع) از امام هفتم و او از امام ششم و او از… تا اینکه به امام اول میرسد و او از پیامبر(ص) و پیامبر از خدا نقل میکند.
همچنین این نقل شده که یکی از امیران سامانی، این حدیث را با طلا نوشت و دستور داد آن را با وی در قبر بگذارند. از اینرو، برخی همین قضیه را وجه نامگذاری حدیث به سلسلةالذهب دانستهاند.
نظر منابع اهل سنت درباره حدیث سلسلة الذهب
منابع اهل سنت نیز این حدیث را گزارش کردهاند. در کتابهای حدیثی اهل سنت چندین قول در مورد تعداد افرادی که جریان این حدیث را گزارش کردهاند وجود دارد برخی تعداد این افراد را ده هزار نفر برخی بیست هزار نفر[۱۷] و برخی دیگر تعداد این افراد را سی هزار نفر گزارش کردهاند که برخی قول بیست هزار نفر را مشهور میدانند.
اما افراد معدودی همچون قندوزی در ینابیع الموده به جمله پایانی روایت « وانا من شروطها» اشاره کردهاند.[۲۰] از احمد بن حنبل و اباصلت هروی نقل شده است که اگر این اسناد بر دیوانهای خوانده شود هر آینه عاقل میشود یا شفا مییابد.
نقل دیگر
یقُولُ اللَّهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی وَلَایةُ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ نَارِی.
…خداوند جل جلاله میفرماید: ولایت علی ابن ابیطالب دژ من است، پس هرکس که در دژ من درآید از عذابم در امان است. ابن بابویه(صدوق)، امالی، ۱۳۷۶ش، ص۲۳۵.
در کنار روایت سلسله الذهب معروف میان اهل سنت و شیعه روایتی شبیه آن نیز نقل شده است که البته مضمون متفاوتی دارد. شباهت این دو روایت این است که هر دو حدیث قدسی هستند یعنی محتوا و مفهوم آنها از طرف خداوند به قلب حضرت رسول(ص) القا شدهاند و در سند هر دو روایت ائمه معصومین قرار دارند. شباهت دیگر این دو روایت این است که هر دو از امام رضا(ع) نقل شدهاند.
اما مهمترین تفاوت آنها این است که در این روایت با صراحت به ولایت علی ابن ابیطالب اشاره شده است. شیخ صدوق در کتاب امالی و عیون اخبار الرضا(ع)، شعیری (قرن ششم) در کتاب جامع الأخبار و حسکانی (وفات ۴۹۰ق) از عالمان اهل سنت در کتاب شواهد التنزیل این روایت را نقل کردهاند و محدثان بعد از آنها مکررا این روایت را در کتب خویش آوردهاند.
نکته قابل توجه این که در نقل شیخ صدوق در امالی سند حدیث که به پیامبر رسیده حضرت افزوده که او حدیث ولایت علی(ع)را از جبرئیل و او از میکائیل و او از اسرافیل شنیده واسرافیل از لوح و لوح از قلم وقلم از خداوند متعال نقل کرده است که ولایت علی بن ابی طالب دژ و حصار اوست وهر کس داخلش شود از آتش او در امان است.
برخی گفتهاند که نیکوست این روایت را که شامل اسامی معصومان(ع) است را بر کفن بنویسند.
منابع:
- طاهری، علی، درآمدی بر جغرافیا و تاریخ نیشابور، انتشارات ابرشهر، بهار 1384.